جمهوری اسلامی و ترس از مشارکت فعالانه زنان و دختران کورد در مبارزات ملی- دمکراتیک کوردستان

0
3495
هلمت معروفی
هلمت معروفی

نگارنده: هلمت معروفی

هرچند جنبش کوردی از گذشته دور تاکنون چه در شکل قبیله ای و عشیره ای گذشته های دوردست خود و چه در شکل امیر نشین خود و چه در عصر نیمه مدرن و نیز در عصر مدرن جنبشهای خود از حضور فردی و دسته جمعی زنان بی بهره نبوده است و زنان چه به صورت حضور در جبهه ها و خطوط مقدم و چه به صورت پشت جبهه، همواره بخش اعظمی از جنبش ملی-دمکراتیک کوردستان بوده اند و هر قسمت از کوردستان از هم گسیخته نیر حداقل دارای یک سمبل منحصر به فرد زن در تاریخ مبارزات خویش می باشد که از ان میان می توان به لیلا قاسم، لیلا زانا، حفصه خانم نقیب و مینا خانم قاضی و زیلان و دهها زن مبارز دیگر اشاره نمود، اما مساله حضور زنان به ویژه پس از اعلام جمهوری کوردستان در مهاباد و شروع فعالیتهای اولین حزب مدرن کورد یعنی همان حزب دمکرات کوردستان به رهبری پیشوا قاضی محمد، وارد عرصه و ابعاد دیگری شده است که این حضور با تشکیل تشکلات مربوط به زنان و از آن میان، اتحادیه زنان کوردستان، رنگ و نوای دیگری به خود گرفت.

اما امروزه و در حضور رسانه ها و شبکه های اجتماعی و فعالیت پرشور فعالان کورد در داخل و خارج، پررنگتر شدن فعالیتهای مدنی و دانشجوئی در دانشگاهها و عرصه های مختلف از جمله در عرصه زیست-محیطی، احساسات و شعور ملی خواهانه زنان و دختران کورد نیز بیش از پیش رشد و شکوفایی به خود دیده است کهاین رشد و گسترش حضور زنان و مشارکت آنان در جبهه بندیها و مبارزات در عرصه های گوناگون، ترس بیش از پیش جمهوری اسلامی در ایران را بدنبال داشته است که نتیجه آن دستگیری و بازداشت و شکنجه و زندانی طویل المدت چند تن از دختران دانشجوی کورد می باشد که موضوع این نوشتار است.

مساله دیگری که گسترش حضور و شعور زنان و دختران کورد به ویژه در کوردستان شرقی را هویدا می سازد، “راسان” است، مبارزه ای که از نوروز امسال شمسی و با اعلام رهبری حدکا، شروع گردید و اینک در حال سپری نمودن مراحل اولیه خویش و گذشت از آسیبهای اولیه می باشد. حضور زنان و دختران کورد آنهم در حالیکه رژیم چنان می اندیشید که توانسته است از طریق رسانه های دیداری و شنیداری و نوشتاری و نیز از طریق ترویج فرهنگ مصرف گرایی و نیز آموزش و پرورش مستبدانه خویش، ستمدیدگان را آنچنان که پائولو فریره نیز تشریح می نماید، به ورطه فراموش نمودن خواسته ها و هویتشان نماند، اما نتیجه آن برای جمهوری اسلامی معکوس بوده است، رژیم را وارد شوک و کومایی چشمگیر نموده است که نتیجه آن دستگیری و شکنجه و تهدید به تجاوز و زندانی و تبعید طویل المدیت چند دختر دانسجوی کورد طی تنها چهار ماه گذشته می باشد که اینجا به برخی از آنها اشاره می شود.

سحر فیضی[i]:

«سحر فیضی»، ۲۴ساله، دانشجوی رشته مدیریت بازرگانی دانشگاه تبریز. وی  روزچهارشنبه بیست و سوم تیرماه سال 1395 شمسی از سوی ماموران اطلاعات سقز بازداشت شد و بیش از ۳ماه است که در وضعیت نامعلومی به سر میبرد و از مکان و محل نگهداری وی هیچ اطلاعی در دست نیست. وی هنوز حق ملاقات یا دسترسی به وکیل را نداشته و مسئولین امنیتی و قضایی همچنان از پاسخ دادن در خصوص محل نگهداری و اتهامات وارده خودداری می‌کنند

یکی از نزدیکان خانواده فیضی به خبرنگار «مروفایتی» گفته است: “از همان روزهای نخست که سحر را بازداشت کردند تا اکنون چندین بار به اداره اطلاعات٬ سپاه باسداران و اماکن نیروی انتظامی در سقز و سنندج مراجعه کردیم، ولی هرکدام از این ارگان ها مسؤلیت بازداشت وی را برعهده نگرفته اند.

یکی از ماموران اطلاعات سقز طی دوهفته پیش به پدر نامبرده گفته است: «دختر شما مرتکب جرم شده و باید تاوان پس بدهد اما جرمی نابخشودنی»٬ ولی هرجا باشد تا زمان اتمام بازجویی از محل نگهداری «سحر فیضی» به شما اطلاعی داده نمی شود.

اسرین امین زاده:[ii]

 اسرین امین زاده، فرزند بهالدین، ۲۴ساله و دانشجوی رشته حسابداری، مورخه 17 خرداد ماه 1395 شمسی توسط  نیروهای امنیتی شهرستان مهاباد بازداشت شده است و تاکنون و علیرغم پیگیرهای مکرر خانواده اش تاکنون مکان بازداشت، علت بازداشت و وضعیت روحی و جسمانی وی نامشخص می باشد.

این دختر دانشجوی کورد در منزل پدری اش از سوی دو نفر از ماموران اطلاعات مهاباد و با داشتن مجوز قضایی دستگیر شده و به مکان نامعلومی منتقل شده است.

یک منبع نزدیک به خانواده امین زاده در گفتگوی اختصاصی با “هاوار” گفته است: ” خانواده امین زاده با وجود پیگیریهای مداوم و مکرر، تاکنون از سرنوشت و محل نگهداری دخترشان اطلاعی ندارند و از این موضوع ابراز نگرانی می کنند.”

افسانه بایزیدی:[iii]

«افسانه بایزیدی»، فعال دانشجویی کورد که در پنجم اردیبهشت ماه 1395 شمسی توسط ماموران امنیتی وزارت اطلاعات دستگیر شد پس از گذشت حدود چهار ماه بلاتکلیفی  و بازداشت در اداره اطلاعات ارومیه، روز یکشنبه 31 مردادماه 1395 شمسی در شعبه یکم دادگاه انقلاب مهاباد، توسط “قاضی جوادی کیا” محاکمه و به چهار سال زندان و تبعید به زندان کرمان محکوم شد”. و مورخه ۱۸شهریورماه 1395 شمسی برای گذراندن حکم چهار سال حبس خود، به زندان کرمان منتقل شد.

افسانه بایزیدی در زندان کرمان، اقدام به انتشار رنجنامه ای نموده است که بخشی از آن که نشاندهنده و بیانگر وحشیگریهای ماموران و مسئولان زندان و نوع شکنجه های رژیم اسلامی ایران در زندانها و بازداشتگاههایش می باشد به شرح زیر است:

“من همان افسانەای هستم، برای ۹۰ روز شکنجه و عذاب، در تمام مدتی که در بازداشت بودم به هر شیوه و با هر وسیلەای شکنجه ام دادند. نخستین روزهای بازداشتم میزان شکنجه ها به حدی بود که توان راه رفتن نداشتم. پاهایم و پشتم سیاه و کبود شده بود. به حدی کتک می خوردم که از دهان و بینی ام خون میآمد حتی سر سوزنی به من ترحمی نداشتند و ۱۵ روز در بهداری بازداشتگاه اطلاعات ارومیه تحت معالجه بودم که با من چه کردند که در یک قدمی مرگ بودم اما چون کُرد بودم و بایستی به یاد داشته باشیم کورد بودن یک جرم نابخشودنی است و دشمن دارد و دشمنش هرگز کوردها را عضوی از ایران نمیداند و به رسمیت نمی شناسد اگر غیر از این بود با من و صدها انسان شریف دیگر اینگونه رفتار نمی کردند.

در دوران بازجویی هر بار که کلام خدا را به زبان می آوردم بیشتر شکنجه می شدم٬ اما مدام می گفتند در اطلاعات خدا وجود ندارد و خدا اینجا کیلویی چند بهت بفروشیم میخوای؟

دو بار حداقل بیش از چندین ساعت از دست و پا آویزانم کردند.در تمام مدت زمان بازداشت بازجویی و شکنجه چشم بندی بر روی چشمانم بسته بود که اکنون چشمانم آسیب دیده است و احساس میکنم دیگر کمسو شده ام. مدت ۴سال میباشد با بیماری تنگ نفسی دست و پنچه نرم می کنم که برای گرفتن اعتراف کپسولم را بهم نمی دادند تا عذاب بکشم.

تمام روشهای غیر انسانی و غیرقانونی را برای گرفتن اعتراف از من بکار گرفته شد که توسط دشمنانم بیش از سه ماه در سلولهای انفرادی بازداشتگاه اطلاعات بوکان و ارومیه بودم٬ «تهدید به تجاوزجنسی شدم» تهدید به مرگ٬ و تهدید به زندان قبله گاهم مادرم٬ ۱۱روز در دستشویی بازداشتگاه اطلاعات ارومیه نگهداری شدم و در همان توالت به من غذا دادند با یک حیوان اینگونه رفتار نمی شود که بدترین اعمال ناشایست را با من داشتند.

من همان افسانه دختر کردستان٬ که هر شب ماموران به سلولم لگد می زدند که نتوانم آسایش داشته باشم وهرکدام با نام فاحشه من را صدا میزدند. اما من در روزهای سخت بازجویی شدیدترین شکنجه های وحشیانه اطلاعات ارومیه را متحمل شدم٬ تحملی که برایم سخت بود اما بی شرافتی مسؤلین اطلاعات من را آزار داد٬ که چه ها تحقیر شدم که یک مامور بی خاصیت اطلاعاتی که از اسلام سخن می گوید و از حکومتی درس آموخته است و همچون رهبرش علی خامنه ای که از ابزار دین در راه فریب مردم بهره میبرند٬ شکنجه شدم. از روی زور و اجبار وادار شدم به گفتن اعترافات دروغ و کذب تا بتوانند علیه من پرونده سازی کنند که همین شگرد غیر انسانی آنها عملی شد.”[iv]

تروسکه ویسی:[v]

«تروسکه ویسی»  ۲۷ساله فرزند احمد و ساکن شهرستان بانه، روز شنبه ساعت هشت صبح ۲۳مردادماه سال جاری در اداره‌ی اطلاعات بانه حضور یافت و به اتهام ارتباط و داشتن مکالمه تلفنی با یکی از احزاب کوردی مخالف رژیم، به مدت «بیست و پنچ» ساعت کامل مورد بازجویی، تهدید و ارعاب قرار گرفت.

 وی روز یکشنبه ۲۴مردادماه 1395 شمسی و پس از گرفتن تعهد کتبی از تروسکه ویسی مبنی بر اینکه از فعالیت و ارتباط با احزاب کورد برای همیشه خودداری نماید، از سوی اداره اطلاعات آزاد شد.

منیژه فاتحی:[vi]

«منیژه فاتحی»، ۲۲ساله، فرزند بهمن و اهل شهرستان بوکان، پانزدهم اسفند ماه 1394 شمسی توسط نیروهای امنیتی در بوکان و در منزل شخصی اش دستگیر و بازداشت گردید و به مکان نامعلومی انتقال داده  شده است.

بە گفتە یکی از اعضای خانواده فاتحی که با بخش حقوق بشر روژی کورد مصاحبه ای داشته است: “حدود ساعت ۷شب بود سه تن از نیروهای امنیتی وارد منزل شده و بدون داشتن مجوز قضایی وی را بازداشت و به مکان نامعلومی بردند و با تلاش و پیگیری خانواده ازوضعیت و محل نگهداری منیژه ٬تا اکنون نتوانسته ایم از سرنوشت او اطلاعی کسب کنیم و 199 روز است دختر ما توسط ماموران اداره اطلاعات دستگیر شده و به شدت از این شرایط نگران هستیم.”

یکی از اعضای خانواده فاتحی در بوکان به خبرنگار«مروفایتی»گفته است؛ از سوی یکی از ماموران اطلاعات به ما اطلاع دادند٬ منیژه ۱۹شهریور ماه سال جاری از بازداشتگاه اطلاعات مهاباد به تهران منتقل شده است ولی نمیدانیم که صحت دارد یا خیر.

این منبع در این باره افزود؛ در طول ۱۹۸روز بازداشت به تمام ارگانهای امنیتی-قضایی در بوکان٬ مهاباد٬ ارومیه و تهران رفتیم ولی هیچکدام نسبت به بازداشت منیژه پاسخگو نبوده اند و همچنان در بلاتکلیفی هستیم و به تهران رفتیم مسؤلان زندان اوین و بازداشتگاه ۲۰۹ این را رد کردند که او در تهران نگهداری شود.

او ادامه داد؛ «مگر تاوان منیژه چه هست که ۱۹۸ روز میان زندگی و مرگ ایستاده است»٬ ما از هرگونه ملاقات با فرزندمان محروم هستیم و حدود یک ماه پیش بود که از اطلاعات به ما تلفن زد که فقط کمتر از ۵ دقیقه به او اجازه دادند٬ صحبت کنیم. اما هنوز هم نمیدانیم او کجاست.

نجیبه صالح‌زاده:[vii]

نجیبه صالح‌زاده، همسر محمود صالحی از فعالان کارگری کورد اهل شهرستان سقز می باشد. وی اخیرا به اتهام “تبلیغ علیه نظام” و “توهین به رهبری” از طریق انتشار مطالبی در فیسبوک محاکمه شده است، اتهامی که نجیه با درج اینکه “وی اصلا حساب کاربری فیسبوکی ندارد”، آنرا رد می نماید.

صالح‌زاده اتهامات را قویا رد کرده و گفته است که هیچ وقت در فیسبوک حساب کاربری نداشته و ندارد و اگر کسی این کار را به نام وی کرده است وی خودم شاکی بوده و دادستان باید پیگیری کند که چه کسی به نام وی چیزی نوشته و جعل کرده است””

او می‌گوید در صفحه فیسبوک شخصی با نام ساناز مطلبی منتشر شده که زیر آن شماره تلفن همراه خانم صالح‌زاده آمده و پلیس فتا از این طریق او را به عنوان عامل انتشار مطلب شناسایی کرده است. او می‌گوید: “در دادگاه گفتم که این عاقلانه نیست که کسی با نام مستعار در فیسبوک مطلب بنویسد و بعد شماره تلفن واقعی خودش را به صورت عمومی زیر آن یادداشت کند.”

همراهی نجیبه صالح‌زاده با همسرش محمود صالحی در سفری به فرانسه برای شرکت در یک کنفرانس سندیکایی هم مورد دیگری است که او می‌گوید در دادگاه علیهش مطرح شده است. خانم صالح‌زاده گفته است در این سفر اصولا سخنرانی نداشته و بنابراین نمی‌توان آن را دلیلی برای “تبلیغ علیه نظام” دانست.

پس از دادگاهی نجیبه صالح زاده، اداره اماکن شهرستان سقز نیز وی را فرا خوانده و بازجویی نمودند.

از آنجائیکه هدف این نوشتار تنها بررسی اوضاع اخیر زنان کورد و فعالین زن و دختر کورد در کوردستان ایران می باشد از بررسی اوضاع دیگر زندانیان سیاسی زن و دختر کورد و از جمله زینب جلالیان و صفیه صادقی خودداری شده است. همچنین بنا بر اخبار و دانسته های نگارنده تعدادی دیگر از زنان و دختران کورد در زندانهای ایران و از جمله در زندان کرمان زندانی اند و هیچ کس تاکنون از وضعیت آنها و حتی دستگیر و زندانی شدنشان خبری در دست نداشته و منتشر ننموده است.

سخن پایانی:

مشارکت فعالانه زنان و دختران کورد و تغییر چشمگیر مشارکت آنان در مبارزات ملی-دمکراتیک کوردستان شرقی را باید به فال نیک گرفت، اما ناگفته نماد که در این مسیر هنوز مشکلاتی موجود است و گردابی است چنین حائل که می بایست اندیشمندان و دست اندرکاران احزاب و فعالین مدنی و سیاسی اقدام به کم نمودن و کاستن این مشکلات و موانع موجود بر سر راه مشارکت جدیتر زنان و دختران کورد در مبارزات بنمایند. در این راه می بایست این اقدامات در نظر گرفته شود:

یک: راه برای مشارکت و برعهده گرفتن نقشها از سوی زنان و واگذاری مدیریت بر اساس صلاحیت برای زنان و دختران کورد باز شود. مقدمه اینکار تامین امنیت برای زنان و بستن دستهایی است که به هر صورت ممکن، حضور زنان را به دلیل نبود امنیت (از هر لحاظ و به هر دلیل) به کمترین میزان رسانیده اند.

دو: ایجاد اعتماد به نفس در میان زنان و دختران کورد جهت مشارکت در عرصه سیاسی و نظامی که این امر نیز نیازمند بهره گیری از شیوه های مدرن مدیریتی و حذف دیدگاه مدیریتی کهن و فرسوده می باشد که زن را به عنوان جنس دوم و ضعیف می نگرد.

سه: شروع به ایجاد بستر مناسب، شایسته و صالح برای ایجاد روابط حزبی و سازمانی با زنان و دختران کورد به ویژه در دانشگاهها که این امر خود نیازمند نگارش دهها مقاله و کتب در این رابطه می باشد.

اما مهمترین نکته در این زمینه همانا حذف نگاه و دیدگاه مردسالارانه و زدودن بسترهای ناسالم است که طی آن دختران و زنان مشارکت کننده در احزاب و جریانات سیاسی به بن بست کشیده می شوند که بنا به دلایلی از توضیح و بسط این مطلب در اینجا خودداری می شود.

منابع:

[i] http://www.rojikurd.net/mirovayeti/20875/

[ii] http://www.rojikurd.net/mirovayeti/20855/

[iii] http://www.rojikurd.net/mirovayeti/20815/

[iv] http://www.rojikurd.net/mirovayeti/20815/

[v] http://www.rojikurd.net/fa/2016/08/14/capturin-truske-weysi-in-bane-town/

[vi] http://www.rojikurd.net/fa/2016/08/19/9709/

[vii] http://www.rojikurd.net/fa/2016/08/19/9709/

Comments

comments

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here