چالشی برای دمکراسی، مشارکت یا تحریم

0
547

آنچە دمکراسی را دوست داشتنی کردە است ، توانای بالای این سیستم برای حل مشکلات و چالش‌ها نیست، بلکە تغییر، تاثیر آسان و کم هزینە بر حلقە قدرت است کە دمکراسی را جذاب  می‌نماید.

راهکاری کە برای تغییر قدرت در نظام دمکراسی طراحی شدە است ، برگزاری انتخابات است.

در ساختار دمکراتیک اهمیت انتخابات در سطحی است کە گاها در واژە “انتخابات” و “دمکراسی” هم معنی میشوند.

پرسش این نوشتە این است، در نظام توتالیتر و دیکتاتور کە انتخابات از کارکرد خود تهی میشود رفتار گروه‌های خارج حکومتی باید چگونە باشد؟

در نظام‌های دمکراتیک انتخابات یک حق شهروندی است، از طریق آن شهروندان در سرنوشت سیاسی خود مشارکت میکنند؛ اما رژیم‌های توتالیتر باوری بە حق تعیین سرنوشت شهروندان ندارند و این نوع رژیم‌ها  انتخابات را ملاکی برای مشروعیت خود خواندە قلمداد میکنند و در سیستم‌های دیکتاتوریت  انتخابات یک فرصت برای مشارکت مردم در قدرت نیست، بلکە فضای طراحی شدە برای کسب مشروعیت حاکمیت، از مردم است.

در شرایط دمکراتیک انتخابات یک حق و امکان است، اما در رژیم‌های دیکتاتوریت انتخابات یک وظیفە است، بدین مفهوم کە هر شهروندی وظیفە دارد برای افزایش مشروعیت نظام باید در انتخابات شرکت کند و رای بدهد اما شهروندان از حق کاندیدا شدن برابر برخوردار نیستند و تنها از وظیفە رای دادن برابر برخوردارند.

 در نظام دمکراتیک انتخابات یک حق است کە شهروند میتواند آنرا برای اعمال در قدرت سیاسی بکار بگیرید یا نە، این حق سلب شدنی نیست و مشارکت در انتخابات یک وظیفە نیز محسوب نمیشود.

در رژیم‌های توتالیتر، شهروندان از حق مشارکت در قدرت برخوردار نیستند و رای دادن از حق بە وظیفە بدل میشود پس ضمن یک سلب حق یک وظیفە نیز در قبال ساختار توتالیتر برای شهروندان تعریف  میشود.

 “تحریم انتخاباتی” در هر شرایطی بە مفهوم اعتراضی مدنی بە پروسە انتخابات و غیرە مشروع خواندن آن است.

 “من” شهروند تنها بە دلیل دیدگاە سیاسی مخالف با رژیم حق کاندیدا شدن در انتخابات را ندارم، پس از این حق برخوردارم کە آن انتخابات را مشروع ندانم و تلاش کنم کە آن را بە چالش بکشم بر اساس حق مبارزە مشروع ؛ چون از “من” شهروند سلب حق شدە است، در چنین شرایطی گزینە تحریم انتخابات مطرح میشود و تحریم بە مفهوم ضدیت با کلیت انتخابات نیست، بلکە بە معنای تلاش برای برگزاری انتخاباتی سالم است، انتخاباتی کە در آن سلب حق از شهروندان و جریانات سیاسی نشود.

 انتخاب گزینە تحریم بجای مشارکت در واقع اعتراض بە چگونگی برگزاری انتخابات و سلب حق تعیین سرنوشت سیاسی است و مشارکت در انتخاباتی کە در نظام‌های توتالیتر برگزار میشود هم تایید سلب حق شهروندان برای کاندیداتوری است و هم تایید مشروعیت انتخابات و ساختار رژیم  و هم جامعە پذیری سیاسی، چون گمانی نیست کە  در رژیم‌های توتالیتر انتخابات از کارکرد خود خارج شدە و دیگر راهکاری برای اعمال ارادە مردم بر حلقە قدرت و یا تعیین حق سرنوشت شهروندان نیست بلکە تنها تایید مشروعیت رژیم است.

حال بگذارید، مسئلە تحریم و مشارکت را  در انتخابات جمهوری اسلامی بررسی کنیم.

برای این بررسی باید یک سوال را مطرح کرد

 آیا انتخابات در رژیم جمهوری اسلامی ایران یک انتخابات سالم است؟

این سوال دو جواب دارد:

 آ: بلە

 ب: خیر

اگر جواب شما بلە باشد، و انتخابات در جمهوری اسلامی را انتخاباتی سالم بخوانید، تحریم انتخابات در یک انتخابات سالم برای یک شهروند عدم اعمال یک حق است و یک جرم تلقی نمیشود، بدین مفهوم کە یک شهروند از یک حق مشخص بە هر دلیلی استفادە نکردە است؛ اما مسئلە تحریم انتخابات برای یک جریان سیاسی در شرایطی کە انتخابات سالم باشد، بە معنای فشار مدنی بر ساختار حاکمیت است؛ در چنین شرایطی جریان سیاسی برای کسب مطالبات خود  میتواند، سیاست  تحریم انتخابات میگیرد، این جریان درصدد است با اعمال فشار بر ساختار حکومتی، حاکمیت را بە تغییر رفتاری خاص و یا انجام رفتاری خاص وادارد، در صورتی کە خواستە این جریان سیاسی فراقانونی باشد، و  حاکمیت از مشروعیت اجتماعی بالای برخوردار باشد و یا خواستەهای سازمان سیاسی فاقد اعتبار کافی باشند، سیاست تحریم انتخابات مسبب ایزولە شدن جریان سیاسی و چە بسا حذف آن از گردونە قدرت میشود، حذف گروه‌های فراقانونی از توانای‌های ساختارهای قانونمدار، دمکراتیک، غیرەتودەی با انتخابات سالم است. پس سیاست تحریم انتخاباتی یک چالش برای انتخابات سالم و پروسە دمکراسی محسوب نمیشود بلکە تنها اعمال یا عدم اعمال یک حق شهروندی است و یا یک فشار مدنی است.

اما اگر جواب سوال خیر باشد، و انتخابات در رژیم اسلامی ایران را غیرە دمکراتیک و ناسالم بدانیم، در صورت برگزاری انتخابات  ناسالم باید بدنبال دلیل برگزاری انتخابات بگردیم، نمایان است کە دلیل برگزاری انتخابات در ایران مسئلە کسب مشروعیت رژیم اسلامی از مردم است نە مشارکت مردم در قدرت؛ در چنین شرایطی تحریم انتخابات بە معنا بە چالش کشیدن ساختار رژیم و عدم تایید مشروعیت آن و تلاش برای عدم جامعە پذیری سیاسی در رژیمی توتالیتر است، و  مشارکت در چنین انتخاباتی بە مفهوم جامعە پذیری سیاسی ، تایید مشروعیت رژیم و ایجاد چالش در پروسە دمکراسی است، چون واقعیت این است رژیم توتالیتر ایران از لحاظ ساختاری مهمترین سد روبروی  تحقق دمکراسی در ایران است.

شاید در چنین شرایطی برای مشارکت کنندگان گزینە  ” اگر سیاسی”  مطرح باشد  و جمعی بخواهند بگویند، اگر فلان جریان وارد سیستم شود امکان ضربە زدن بە ساختار و یا تغییر رفتار ساختار بیشتر است این مسئلە تنها یک احتمالی سیاسی است  آیا منطقی است همە توان خود را بر روی  یک احتمال سیاسی سرمایەگذاری کرد؟

جدا از این مسئلە تجربە سیاسی در ایران بە وضوح بە ما نشان دادە است کە جریانات درون رژیمی در برابر جریانات برون رژیمی، دمکراس‌خواە  و هویت خواە، رفتاری و دیدگاە تقریبا مشابهە دارند.

اگر مشارکت در انتخابات هم بە منزلە  مشارکت برای برتری جریانات  رقیب درون رژیمی باشد، بە منزلە ایجاد ساختار دمکراتیک نیست، بلکە در ایدەآلترین حالت بە مفهوم جامعە پذیری سیاسی است.

  در حالت تحریم جریان سیاسی در تلاش است، کلیت رژیم را  در راستای دمکراتیک کردن ساختار بە چالش بکشاند و از جامعە پذیری سیاسی سرباز میزند اما در حالت مشارکت جریان سیاسی برون رژیمی در اندیشە آن است چالش درون رژیمی ایجاد کند و برای این هدف دست بە جامعە پذیری سیاسی میزند.

تحریم انتخابات بخشی از رفتار انتخاباتی است کە بر اساس ضدیت با جامعە‌پذیری سیاسی و  برای بە چالش کشیدن کلیت رژیم دیکتاتور طراحی شدە است و هدف آن بە چالش کشیدن کلیت نظام  در راستای  برگزاری انتخابات سالم  است.

 اما مشارکت در انتخابات غیرە سالم و نادمکراتیک برای جریانی کە خارج از رژیم قرار دارد اگر بە مفهوم تایید مشرعیت خود خواندە رژیم اسلامی در ایران نباشد بە مفهوم جامعە پذیر سیاسی در ساختاری توتالیتر  است و بر همگان نمایان است کە جامعە پذیری سیاسی برای هر رژیمی یعنی ثبات امنیت سیاسی، نە ایجاد چالش سیاسی است. و ثبات سیاسی در ساختارهای توتالیتر بە مفهوم تداوم بیشتر این ساختارها است نە بە مفهوم تلاش برای تحقق دمکراسی

نظرات

پاسخی بگذارید