‎ ضربه روسیه به ملت هاى عرب، کورد، تورک و بلوچ در ١٩۴۶

0
298

نوشته و تحلیل : رضا وشاحی

قسمت دوم :

بوین در پایان این قسمت به سیاست مورد نظر در باب قبایل جنوب می رسد و در دستور العمل خود به سفیر انگلیس در تهران، برای اجرای سیاست تعیین شده یعنی تحریک و تشویق قبایل برای ایجاد یک نهضت خودمختاری طلب می افزاید :
«شاید برای ما کاملا مناسب و لازم باشد که از احساسات دوستانه و صمیمی که بعضی عناصر محلی به ما دارند استفاده نموده و طرح خود را به اجرا درآوریم. مثلا به وسیله افراد قبایل، تاکتیک روسها را با تحریک ناراضیانی که در آن ایالت وجود دارد به اجرا درآوریم».
مظفر فیروز معاون سیاسی و پارلمانی نخست وزیر پس از دستگیری بعضی از سران بختیاری در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد در «توطئه جنوب» عوامل بیگانه نیز دست داشته اند. دولت ایران به همین دلیل رسماً از دولت انگلستان خواست تا سه نفر از کارمندان سفارت انگلیس در تهران یعنی یعنی شارل آلن ترات کنسول انگلیس در اهواز، کلنل اندروود، کارشناس نظامی در امور عشایری و گالت کنسول انگلیس در اصفهان که در تحریک طوایف فعالیتهای گسترده ای داشتند به انگلستان فراخوانده شوند. دولت انگلستان هرگونه دخالت و شرکت مامورین انگلیسی را در توطئه جنوب تکذیب کرد.
«ارنست بوین» وزیر خارجه انگلیس نیز در روزهای ١۶ و ٢٢ اکتبر ١٩۴۶ طی سخنانی در مجلس عوام انگلیس هرگونه دخالت مامورین انگلیسی در امور داخلی ایران را تکذیب کرده و اعلام کرد که درخواست ایران برای فراخواندن سه دیپلمات انگلیسی برای دولت انگلستان قابل قبول نیست، زیرا آنها در توطئه جنوب نقشی نداشته اند و فراخواندن آنها به منزله تایید ادعای ایران خواهد بود.
در همین زمان سیکف مدیرکل امور خاورمیانه وزارت امور خارجه اتحاد شوروی نیز وارد تهران شد و از دولت ایران خواست تا قرارداد نفتی قوام – سادچیکف را هرچه زودتر به تصویب مجلس شورای ملی برساند. سیکف همچنین پیشنهاد کرد که یک پیمان نظامی بین اتحاد شوروی و ایران منعقد گردد. سیکف به قوام السلطنه وعده تحویل سلاحهای جنگی از جمله ٣٠٠ هواپیما را داده و اظهار داشت که دولت شوروی حاضر است تا کارشناسان نظامی روسی را به ایران اعزام دارد. سیکف ضمن ارائه پیشنهادات خود به پیمان «سعدآباد» نیز اشاره کرد و آن را یک پیمان ضد شوروی خواند و از قوام خواست تا ایران از این پیمان خارج شود.
لندن این اقدام مسکو را تاکتیک جدید شوروی برای کنترل هر نوع حرکت ترکیه در مرزهای ایران تلقی کرد، و دولت انگلیس از خود واکنش نشان داده و دست به کار تحریک عشایر جنوب شد و رهبران عشایر را واداشتند تا شورش خود را علنی سازند. خبرنگار روزنامه «دیلی ورکر» روزنامه دست چپی انگلستان گزارش داد که طرح از پیش تهیه شده انگلستان برای جداسازی منطقه جنوبی ایران در حال تکوین است. سفیر آمریکا در تهران نیز که از هدف سیاست انگلستان آگاه شده بود در گزارشی به وزارت خارجه کشورش نوشت که انگلیسیها در نظر دارند تا با ایجاد یک عربستان خودمختار در مقابل آذربایجان خودمختار، تعادل سیاسی را بین خود و روسها برقرار سازند. روزنامه دیلی ورکر در همین زمینه نوشته بود: “عشایر جنوب کاملا مسلح شده اند و این دولت خود آنها نبود که تفنگ و مسلسل و مهمات در اختیار آنها گذاشت. اکنون معلوم شده که نمایندگان این عشایر اخیراً به بصره یعنی جایی که مقامات نظامی انگلیس در آنجا حضور دارند رفته و ملاقاتهایی با آنها داشته اند”.
انگلستان عامل اصلی در براه انداختن شورش موسوم به «نهضت جنوب‌» در استان فارس بودند. آنان با اجیر کردن سران ایل قشقایی طرح آشوب «خودمختاری فارس‌» را بیان کرده و برادران قشقایی استان فارس را به اشغال مسلحانه خود درآوردند. ترات همچنین به وسیله بعضی شیوخ منطقه اقدام به تشکیل «اتحادیه عرب خوزستان‌» کرد. این جمعیت خلق الساعه در ملاقات با نایب السلطنه و نخست وزیر و وزیر امورخارجه عراق خواستار جدایی از ایران و پیوستن به عراق شده بودند و رادیو بی‌.بی‌.سی نیز این خبر را با آب و تاب فراوان به عنوان ملاقات نمایندگان عربستان و عراق پخش کرد.
روسیه اما با حکومت ایران همکارى کرد و جلوى همه این طرح ها را گرفت. فرماندهی کل ارتش سرخ در گزارشی که در ۲۵ دسامبر ۱۹۴۵ به دفتر سیاسی حزب کمونیست عرضه کرد، مدعی شد: «پیشرفت‌های روز‌افزونی در نقاط مختلف ایران، مخصوصا آذربایجان، زنجان، کردستان، مازندران و تهران نصیب هواخواهان شوروی شده است، در آینده نزدیک امید بسیار است که سرتاسر خاک ایران تا پایان سال ۱۹۴۶ به عنوان یک جمهوری جدید در صف دوَل متحد روسیه قرار گیرد. در این صورت جایز نیست که از خاک ایران سهمی برای انگلیس و امریکا در نظر گرفته شود».
در سال ١٩۴۵ وزیر خارجه بریتانیا «بوین» و وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا «بیرنس» (برنز) در کنفرانس مسکو به روسها پیشنهاد کردند که آذربایجان، کردستان و خوزستان به ایالات خودمختار تبدیل شوند. ماحصل طرح مشترک انگلستان و آمریکا که به طرف روسی ارائه شد تقسیم ایران به جمهوریهای آذربایجان، کردستان، گیلان (سهم شوروی) و جمهوری المحمره (مناطق نفت‌خیز جنوب ایران) و احتمالاً بلوچستان (جهت ممانعت از رسیدن روسها از سمت شرق ایران به آبهای گرم و آزاد جنوب) سهم انگلستان بود، آمریکا هم با این امر مخالفتی نداشت. مسکو مخالفت کرد. اگر طرح بوین اجرا شده بود قطعا بلوچستان، کوردستان، الاحواز و آذربایجان امروز کشورهاى مستقلى بودند.

نظرات