کشتار دسته‌جمعی مردم روستای قارنا و قلاتان در کوردستان در ایران به مثابه ژنوسید/ مطالعه موردی

0
3320
روژان عدل نیا

گردآوری: روژان عدل نیا[i]

مقدمه:

مدت‌ها‌ست نسل‌كشی به عنوان یك جرم بسیار شنیع در صفحة بین‌المللی شناخته شده است، امّا مردم جهان به كرّات شاهد رخ دادن آن بوده‌اند، ملت کورد در چهار کشور ایران، ترکیه، عراق و سوریه در این باره، سهم بیشتری را از سوی دولتهای حاکم بر خاکشان، شامل شده اند. «ژنوسید» یا «ژنوساید» (Genocide)، را می توان با واژگان مختلفی چون نسل‌كشی، نسل‌زدایی، كشتار جمعی، كشتار گروهی و قوم‌كشی مترادف دانست. یشنهاد جرم محسوب شدن نسل‌كشی ابتدا در سال 1933 میلادی از سوی یك حقوقدان لهستانی به نام «رافائل لمكین» داده شد. وی كه مبتكر واژة نسل‌كشی نیز می‌باشد، در جریان «پنجمین كنفرانس بین‌المللی یكنواخت‌سازی حقوق جزا» در مادرید، پیشنهاد كرد كه نابود سازی گروههای نژادی، مذهبی یا اجتماعی از لحاظ حقوق ملل جرم محسوب گردد.

صطلاح ژنوسید در سال 1945 میلادی توسط دادستان‌ها (البته نه قضات) در دادگاه نظامی بین‌المللی نورنبرگ به كار گرفته شد. دادستان دادگاه نورنبرگ، جنایتكاران جنگی نازی را به چیزی تحت عنوان «ژنوسید» متهم كرد. اما این اصطلاح در مقررات اساسنامة دادگاه به كار گرفته نشده بود و لذا دادگاه، آنها را به دلیل سبعیت‌های ارتكابی علیه یهودیان اروپا به «جنایت علیه بشریت» محكوم كرد.2 در واقع نسل‌كشی در منشور محكمة نظامی نورنبرگ برای محاكمة جنایتكاران جنگی دول محور، یك جرم علیه بشریت محسوب گشته بود. مطابق مادة (‌c)6 «جرایم علیه بشریت عبارتند از: قتل عمد، نابودسازی (تصفیه)، برده كردن، اخراج و سایر اعمال غیر انسانی كه قبل یا در حین جنگ علیه یك جمعیت غیر نظامی ارتكاب می‌یابد یا اعمال اذیت و ‌آزار بنا به دلایل سیاسی، نژادی یا مذهبی در اجرا یا در رابطه با هر جرمی كه رسیدگی به آن در صلاحیت محكمه قرار دارد، اعم از این كه این اعمال نقض قانون كشور محل ارتكاب محسوب گردند یا خیر».

كنوانسیون 9 دسامبر 1948 سازمان ملل (راجع به پیشگیری و مجازات جنایت نسل‌كشی) ژنوسید را چنین تعریف كرده است: «یكی از اعمال زیر كه به قصد از بین بردن تمام یا قسمتی از یك گروه ملی یا قومی یا نژادی یا مذهبی، به عنوان گروه انجام گیرد.

الف: كشتن اعضای گروه.

ب: عمداً شرایطی را بر گروه تحمیل كردن به منظور آن كه موجب نابودی كلی یا جزیی آن شود.

ج: تحمیل اقداماتی به قصد جلو‌گیری از تولید مثل در بین اعضای گروه.

د: انتقال اجباری اطفال از گروهی به گروه دیگر.»

پس از آن سازمان ملل متحد در اوّلین سال فعالیت خود، قطعنامة شماره I96 را در دسامبر 1946 تصویب نمود و به موجب آن صراحتاً تأیید كرد كه «نسل‌كشی جرمی به موجب حقوق بین‌الملل است و جهان متمدن آن را تقبیح می‌كند.» متعاقباً، مجمع عمومی سازمان ملل متحد در 9 دسامبر 1948 به موجب قطعنامة شماره III – 260، متن «كنوانسیون منع و مجازات جرم نسل‌كشی» را مورد تصویب قرار داد. این كنوانسیون از 12 ژانویة 1951 لازم‌الاجرا شده است و طبق آمار موجود تا سال 1995 تعداد 102 كشور به این كنوانسیون پیوسته‌اند. طی این نوشتار به طور کلی بررسی نمونه موردی “قارنا و قلاتان” به عنوان یکی از موارد ژنوسید ملت کورد از سوی جمهوری اسلامی ایران می پردازیم.

ملا حسنی

قارنا و قلاتان روستایی در شرق کوردستان (کوردستان ایران)، در پنج کیلومتری شهرستان نقده در استان ارومیه واقع میباشد که در زمان وقوغ جنایت، ۸۰ خانوار سکنه داشت. نقده ـ همچون مابقی شهرهای کوردستان ـ از اوایل انقلاب ملتهای ایران، شاهد تنشهایی بین مردم  و جنبش کوردستان با حکومت اسلامی ایران و جانبداران آن بود. جنگ سال 1358 در نقده که با عاملیت و آمریت و ابزار حکومتیانی همچون ملا حسنی (نماینده وقت خمینی و سپس خامنه‌ای در استان و امام جمعه ارومیه) بوقوع پیوست، سر آغاز درگیریهای خونینی شد که تاکنون نیز آثار آن بر این شهر و مردمانش مانده است.

جنگ نقده‌ و جنایات بیشمار ملا حسنی و مراد قطاری آذری‌زبان در کوردستان، نه‌ جنگ بین شیعه‌ و سنی بود و نه‌ جنگی بین کورد و آذری، بلکه‌ نزاعی بود که‌  در یک سوی آن حکومت اسلامی ایران قرار گرفته‌ بود و از سویی دیگر، مردم و جنبش ملی ـ دمکراتیک کوردستان قرار داشت. بنا بر تمامی ادله و مستندات موجود، کشتار دسته‌جمعی روستای قارنا نیز جنایت حکومت و حکومتیان بود و نه‌ مردم آذری بر علیه‌ مردم کوردستان. به‌ همین جهت نیز با وجود این همه‌ جنایات، معجوناتی چون ملا حسنی در کوردستان، نیروهای دمکراتیک جنبش کوردستان هیچگاه‌ دست به‌ مقابله‌ به‌ مثل بر علیه‌ مردم آذری نزدند و تنها خشم و رزم انسانی خود را علیه‌ رژیم افزایش دادند. اکنون نیز بر همه‌ی ما ملیتهای مبارز در چهارچوب ایران و بوِیژه محققین و مدافعین حقوق بشر است که‌ اجازه‌ ندهند این‌ جنایت و امثال آن که به وفور وجود دارند، به‌ فراموشی سپرده‌ شوند. شایسته‌ است که‌ حکومت اسلامی ایران در مجامع بین‌المللی به دلیل جنایت مکرر و سیستماتیک علیه‌ بشریت محکوم و تقبیح شود. فراموش نکنیم همانهایی که‌ اکنون در تهران سکان قدرت سیاسی را در دست دارند، بخشاٌ همانهایی هستند که‌ دیروز در کوردستان جنایتها آفریدند و همین جنایات نیز لوحه‌ تقدیر و ترفیع مقام آنها در نظام سراپا جنایت اسلامی ایران شد.

شرح جنایت:

ساعت یك بعدازظهر روز یکشنبه یازدهم شهریورماه سال 1358 شمسی برابر با 2 سپتامبر 1979 میلادی؛ در یك یورش فجیع سه ساعته نیروهای سپاه پاسداران به روستای قارنا و قلاتان، بنا بر منابع موجود 47 نفر از مردم مدنی و بی دفاع این روستا که‌ جملگی و متفقا غیرنظامی بودند، كشته شدند. قربانیان این جنایت، زن و مرد و پیر و جوان و حتی بعضی از كودكانی بودند كه هنوز سنشان به پنج سالگی هم نرسیده بود. با وجود اینکه منابع مربوطه تعداد کشته‌ها را 47 نفر ذکر کوردها ند، ولی طبق گفته‌های اهالی روستا و مطلعین، تعداد کشته‌های این حادثه در مجموع به 68 نفر رسیده است.

قتل و عام مردم این دو روستا از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران (IRGC)، در ادبیات سیاسی اپوزوسیون کورد به کشتار صبرا و شتیلا[ii] تشبیه می شود.

دلایل حکومت روح الله خمینی به کشتار قارنا و قلاتان:

تنها دلیلی که اکثر منابع حکومتی برای حادثه قارنا و قلاتان نوشته‌اند و صرفاً میتوان به چشم توجیه به آن نگریست این است که در چند روز قبل از حادثه قارنا و قلاتان در یک درگیری مسلحانه در منطقه دوآب (به کوردی “دووئاوان” که حدود 15 کیلومتر از قارنا و قلاتان و 20 کیلومتر از نقده فاصله دارد)، بین هواداران حزب دمکرات کوردستان و تعدادی از آذریهای حکومتی ساکن نقده که به آنها “مجاهدین انقلاب اسلامی” میگفتند، 12 تن (و به گفته عده‌ای 18 تن) از آذریهای مسلح کشته میشوند. با انتقال کشته‌ها به نقده و برافروزی آتش انتقام، عده‌ای از مردم مسلح آذری نقده با تهییج، تحریک و دستور ملا حسنی، حمله به مردم قارنا و قلاتان (قبلا ذکر شد که حادثه در نزدیکی دوآب و در یک درگیری مسلحانه روی داد) که بی خبر از این وقایع در زمینهای کشاورزی خود مشغول بودند افراد بیگناه و غیر مسلح را وحشیانه به قتل میرساند.

وجود مدرک، دال بر سوء نیت حکومت در کشتار مردم بی گناه:

یك نسخه از این مدرك را تقریباً همه بازماندگان كشتار دهكده قارنا در دست دارند، سند مذکور، نامه‌ایست از شخصی بنام حاج عظیم معبودی كه برای خلیل خسروی كدخدا و چندتن از محترمین ده نوشته است. نامه روی كاغذ ماركدار تجارتخانه‌ی معبودی كه عامل فروش تراكتورهای انیور سال در شهرهای نقده و پیرانشهر و اشنویه و حومه است، نوشته شده، و مرد م قارنا می گویند: او از فئودالهای وابسته به رژیم است.

این نامه یك روز قبل از فاجعه نوشته شده و متن ان چنین است:

جناب اقای بهلول گلستان و عزیز بازدار و خلیل خسروی.

پس از سلام خواهشمندم برای آمد و رفت شهر برای خاربار (خواربار) ده‌ِ قارنا هم خودتان و هم برادران دیگر ده (روستا) قارنا آمد و رفت داشته باشید. هركسی كوچكترین ناراحتی برای شماها و برادران كرد دیگر ایجاد نماید فوری به انتظامات یا خود بنده مراجعه فرمایید تا باسم ضد انقلاب ان كس را گرفته و به مقامات دولتی تحویل دهم. خلاصه هیچگونه وحشت و ناراحت نباشید، ما هم برادر هستیم.

با تقدیم احترام

حاج عظیم معبودی

امضاء

‌‌‌10/6/1358

محاصره‌یِ روستا:

از نامه اینطور پیداست كه مردم روستا دلواپسی‏هائی داشتند و هدف نویسنده نامه این بوده است كه مردم ده را آرام كند و ظاهراً موفق هم شد.

به نقل از شهود عینی:

– روز 11 شهریور، تمام اطراف روستا را با تانك و توپ محاصره كرده بودند و ساعت یك بعدازظهر عده‌ای حدود صد نفر بهمراه شخصی به‌ اسم قادری، بشكل مجاهدین پاسدار، بخانه‏ها ریختند و هر كسی را دم دستشان دیدند، كشتند و سر بریدند. روحانی ده، با یك جلد قران، نزد انها رفت و قسم خورد كه مردم این ده هیچ تقصیر و گناهی ندارند. مهاجمین روحانی ده را فوراً كشتند و سرش را بریدند و با خود بردند و هنوز سر روحانی ده پیدا نشده است.

همانطور که از روزنامه اطلاعات[iii] ٢٥ مردادماه 1358 شمسی بر می‌آید که سند و مدرکی برای شناسایی و مجازات عاملین این جنایت در دست بوده، ولی دولت درحالیکه بیش از 3 ماه از این جنایت گذشته بود، هیچ اقدامی در این مورد انجام نداده و تا هیات حسن نیت (با همراهی داریوش فروهر) به کوردستان نیامد کسی از مسئولین حتی فریاد مظلومیت های قارنا را نشنید.

جواب ملا حسنی در پاسخ به نقش وی در کشتار قارنا و قلاتان:

ملا حسنی (نماینده‌ی تام‌الاختیار خمینی آن زمان و خامنه‌ای امروز) در پاسخ به گزارشگری که در مورد نقش وی درحادثه قارنا و قلاتان سوال می‌کند می‌گوید:

“… نه نبودم. اگر بودم هیچ ترسی نداشتم و می گفتم بودم. ولی زمانی كه در انجا درگیری بود من در بند و ترور كه مورد حمله مهاجمین قرارگرفته بود مشغول جنگ بودم و اینكه گروهها مرا متهم می كنند افترا و دروغ می گویند و این مسئله كذب محض بوده و من حتی قارنا و قالاتان را نمی شناسم.”

از وی پرسیده‌ می‌شود: “آیا كسانی كه به قارناو قالاتان حمله كردند مقصر هستند یا نه‌؟” وی پاسخ می‌دهد:

“در مورد قارنا مسئله این است كه 18 نفر از مجاهدین را در آنجا به شهادت می‌رسانند و عده‌ای نیز مجروح می‌كنند. خانواده‌های شهدا به محل حادثه رفتند و هفت نفر قاتل مجاهدین و پاسداران در یك درگیری كشته می‌شوند. بعدا گروههای مسلح برای این كه جمهوری اسلامی را متهم كنند خودشان در كارها دست به كشتار می زنند در مورد قالاتان چون اخیرا اتفاق افتاده است من هنوز تحقیقی نكرده ام ….

آیا کشتار قارنا و قلاتان آخرین کشتار مردم کرد درحکومت ولایت فقیه بود؟

این جنایت در نوع خود اولین حادثه بعد از روی کار آمدن دولت ولایت فقیه بود. ولی آخرین نبود و کوردها   در ادامه‌ی این سیاست‌ها چندین بار دیگر در روستاهای دیگر قلاتان، ایندرقاش، سرو کانی، سرچنار که مردم را در مسجد جمع می‌کنند و در همان محل ۱۸ نفر را میکشند و در روستای چَقل مصطفی نیز ۴۸ نفر را کشتند و به آب رودخانه انداختند که مردم جنازه ها را در پایین دست که عمق آب کمتر بود، از آب  گرفتند و در روستای “محمدشاه” (در تلفظ محلی، محمه شه)، پاسدارها شکم زن حامله را پاره کردند و نوزاد را درآوردند و در روستاهای ویلان چرخ و کاریزه شکاکان نیروهای دولتی چندین نفر را کشتند.

با وجود هولناکی این فاجعه در قارنا و روستاهای دیگر کوردستان، هرگز شاهد بازتاب آن، نه در رسانه‌های داخلی و نه در رسانه‌های خارجی، نبودیم. در داخل ایران می توان علت این سکوت را ناشی از ستیز دولت با کوردستان و نیروهای کورد مخالف رژیم و پنهان شدن اخبار قارنا در زیر خاکستر آن، شروع جنگ بین ایران و عراق، فضای سیاسی حاکم و نبود ابزارهای ارتباطی بی‌طرف و مستقل دانست و در خارج از ایران به علت وجود حلقه‌ی حکومتهای اشغالگر کوردستان و تکتازی ایران در منطقه و کم کاری سازمان های مدافع حقوق بشر برمبنای منافعشان و نیز همراهی با سیاستهای رژیم ایران در رابطه با ملیتهای غیرفارس در ایرا و عدم وجود هم پیمان استراتژیک برای کوردها، این جنایت شاید حتی در حد تیتر یک خبر هم نمایان نشد، تنها موردی که در این رابطه بتوان بدان اشاره نمود آنست که سازمان ملل، پس از چند سال از وقوع این جنات ضدبشری، اقدام به  جمع آوری اسامی کشته شدگان در قالب یک کتاب نموده است.

اما رسانه‌های داخلی ایران، بعد از کشتار 37 تن از مردم قانا توسط اسرائیل در سال 2006 که نامش بی شباهت به قارنا نیست، چنان در بوق و کرنای خود دمیدند که گویی خود در این موارد معصومیت الهی داشته و وحشتناک تر از این جنایت را هرگز ندیده‌اند.

تاریخ نشان داده وآینده نیز شاهد خواهد بود که جنایاتی مانند قارنا، قلاتان، ایندرقاش، کانی مام سیدان، سه وزی، سروکانی و… در کوردستان در ایران، جنایاتی سیستماتیک و سازماندهی شده از سوی حکومت ایران و بواسطه ابزارهای سرکوب در کوردستان وبرای خفه کردن فریاد حق خواهی کوردها وآسیمیلاسیون و ژینوساید این ملت ظلم کشیده میباشد.

در اثبات این مدعا به ادله های زیر اشاره می کنیم:

1- این جنایت بعد از فرمان جهاد خمینی علیه ملت کورد و در راستای عمل کردن به این فرمان “نماینده‌ی خدا و امام زمان” انجام گرفت.

2- عاملان این جنایت نه تنها مستقل وجدا از حکومت نبودند، بلکه نیروهای رسمی دولت سرپرستی آنها را برعهده داشتند.

3- جنایتکاران حادثه قارنا نه تنها مورد بازجویی قرار نگرفتند، بلکه پاداشهایی نیز از جانب حکومت برای آنان در نظر گرفته شد، تعدادی از آنها امروز پستهای بسیار بالای حکومتی چون وزیر و سفیر دارند. کافی است به‌ سابقه‌ی محمدمهدی آخوندزاده، سفیر جمهوری اسلامی ایران در آلمان،  نظری بیاندازیم که‌ چگونه‌ کشتار مردم کوردستان نردبان ترقی‌اش شد.

4- هیچکدام ازسران حکومت این جنایت را مستقیماً محکوم نکردند و سعی میکردند بار آنرا بر دوش کوردها   بیاندازند.

5- این جنایت در روستاهای دیگر کوردستان تکرار شد، بدون آنکه حکومت از وقوع آن جلوگیری کند.

6- کشتار کوردها  به شیوه‌های دیگر ادامه یافت؛ از حمله نیروهای حکومتی گرفته تا حکم اعدام دستگیرشدگان توسط امثال خلخالی[iv] از همان اوایل انقلاب که اکنون نیز شاهد این اعدام ها هستیم.

آیا کشتار قارنا و سایر روستاهای کوردستان در ایران بر اساس قوانین بین المللی (1984) ژینوساید محسوب می شود؟

با نگاهی به ماده‌ی دوم قانون ممنوعیت ژینوساید بررسی می کنیم. بر اساس این ماده هر نوع کشتار دسته جمعی قومی، مذهبی، اخلاقی، نژادی و نیز تلاش برای از بین بردن زبان و فرهنگ یک گروه و فشار با هدف از بین بردن گروهی از مردم و کوچ اجباری با اهداف مذکور نمونه‌هایی از ژینوساید یک گروه میباشند و تعداد قربانینان تنها شناسه ژینوساید نمی باشد.ژنوسید را می توان به پدر مجازاتها تشبیه کرد که بعد از وقوع ژنوسید امکان هیچ گونه صلح و آشتی در میان قربانیان و انجام دهنده ژنوسید نمی باشد چون در ژنوسید تمام مجازات و مراحل آن را آشکار نمی سازند و این موضوع باعث آزار قربانیان برای همیشه می شود.

با توجه با این ماده کشتار قارنا ژینوساید حکومت مرکزی علیه ملت کرد میباشد که در همین راستا مرکز “چاک” روز 11 شهریورماه مصادف با 2 سپتامبر را به عنوان روز ژنوساید ملت کرد در کوردستان ایران نامگذاری کرده است و آن را حاصل سیاستهای مخرب و جنگ‌طلبانه‌ی جمهوری اسلامی، از بدو انقلاب به مثابه یک نظام ضدبشری و ضدارزشهای انسانی میداند.

اسامی قربانیان قارنا:

  • ملامحمود بهترزاده 2- سیدرحمان طاهری 3- سیدمحمدطاهری 4 – سیداسماعیل طاهری 5 – حاج سیدعلی طاهری 6 – سیدکریم اروندی 7 – امینه شریفی اذر 8 – حاجی رحمان شریفی اذر 9 – عثمان شریفی اذر 10- مصطفی عزیزی 11 – محمدعزیزی 12 – محی الدین ابروشن 13- حاج شریف ابروشن 14 – رحمان ابزن 15 – رحمان سلیمانی 16 – رحیم سلیمانی 17 – كریم سلیمانی 18- قادرسلیمانی 19 – عبدالله احمدپور 20 – عمرباسی 21 – جعفرباسی 22 – مصطفی باسی 23 – محمدشیرو 24 – سلیمان حمزه پور 25- ابراهم پویا 26 – ابراهیم رسولی 27 – علی( چوپان روستا) 28 – حسن( نوجوان 13 ساله اهل روستا مجور علی آباد ) 29 – زینب رامین 30 – خانم خاتوزین رامین 31- کریم رامین 32- احمدرامین 33 – رحمان رامین 34- خسروافشین 35 – رسول خسروی 36 – رحمان خسروی 37 – سعیدخسروی 38 – عبدالله خسروی 39 – مرادخسروی 40 – مصطفی خسروی 41- ابوبكرشیشمان 42 – جعفرشیشمان 43 – علی شیشمان 44 – عزیزمرزنگ 45 – احمد سعادتپور

اسامی قربانیان قلاتان:

-1 رمضان پنهار 11 ساله 2- حاجی سید حسن قدمی 70 ساله 3- حاج محمد بایزیدی 75 ساله 4- حاج رسول عبدالله 60 ساله5- عبدالله قربان 50 ساله 6- عثمان درویش سلیم 60 ساله 7- محمد كردی 50 ساله 8- عثمان امانی 30 ساله،‌محمد امین عباسی 30 ساله 9- حسن حمزه كوكه 22 ساله 10- احمد گلابی 21 ساله 11- جلال بیدوخ 18 ساله 12- عبدالله آه لیانی 19 ساله 13- اسمعیل حمیدی 15 ساله 14- قادر كورستمی 35 ساله 15- رحمان مینه مورك 35 ساله.

 

سخن پایانی:

اهمیت جنایت نسل‌كشی با مروری بر تاریخچة آن مشخص می‌شود. این واژه نه تنها در كیفرخواست 18 اكتبر 1945 میلادی علیه جنایتكاران آلمان نازی به عنوان یك جنایت بین‌المللی به‌طور صریح مورد اشاره قرار گرفت، بلكه با تنظیم «كنوانسیون مربوط به جلوگیری و مجازات جنایت نسل‌كشی» در سال 1948 و لازم‌الاجرا شدن آن در سال 1951، به صورت جهانی به عنوان یك جنایت بین‌المللی به رسمیت شناخته شد. مادة 3 این كنوانسیون، انواع معاونت در نسل‌كشی و همچنین شروع به آن را قابل مجازات دانسته است. مادة 1 و 6 كنوانسیون مذكور نیز مكانیزم‌های ملی و بین‌المللی برای تعقیب و مجازات ژنوسید پیش‌بینی كرده‌اند. تدوین‌كنندگان این كنوانسیون قصد داشتند كه مرتكبان جنایت نسل‌كشی به وسیلة هر مرجعی كه وجود دارد، تعقیب و مجازات شوند و به همین دلیل، مادة 10 این معاهده تكلیفی را برای دول متعاهد مبنی بر جلوگیری از نسل‌كشی و مجازات عاملان آن به وجود آورده است. با توجه به تعدد منابع و مدارک مربوطه از قبیل، نام قربانیان، مشخصات جنایت و مشخص بودن مکان جغرافیائی و زمان تاریخ آنها، وجود بازماندگان، ویدیوها و تصاویر مربوط به این جنایتها، شبهه ای در این امر که جمهوری اسلامی یکی از انجام دهندگان عمده ژنوسید علیه ملت کورد و دیگر ملیتهای غیرفاس و بویژه عربهای الاحواز و بلوچها می باشد که این امر نیز لازم به انجام تحقیقات گسترده و علمی ای از سوی محقیقن ویژه می باشد، اما با این وجود، جمهوری اسلامی ایران تاکنون به عنوان عامل ژنوساید در جهان شناخته و معرفی نشده است و تمامی این مسائل حقوق بشری در زیر لایه های منافع سیاسی به فراموشی سپرده شده و کتمان شده اند، عدم فعالیت منظم و قانونمند خود این ملیتها نیز عاملی دیگری مضاف بر این معلول می باشد. لذا بایسته است با انجام تحقیقات میدانی و مستندتر در این باب، پرده از زوایای مختلف این جنایتهای ضدبشری جمهوری اسلامی ایران که اکنون دامنه جنایتهایش به تمامی خاورمیانه و حتی بخشی از غرب جهان نیز کشیده شده است، برداشته شود.

[i] . روژان عدل نیا دارنده مدرک فوق لیسانس حقوق جزا و جرم شناسی با تز “بررسی حقوقی تحریک مستقیم و عمومی به ارتکاب نسل کشی”

[ii] . کشتار صبرا و شَتیلا به وقایعی اطلاق می‌شود که در ۱۶ سپتامبر تا ۱۸ سپتامبر ۱۹۸۲ و در طول جنگ داخلی لبنان در اردوگاه پناهندگان فلسطینی در لبنان به وقوع پیوست و در آن شبه‌نظامیان لبنانی به انتقام ترور بشیر جمیل، رئیس جمهور لبنان و رهبر حزب معروف به کتائب از فلسطینیان، به دو اردوگاه صبرا و شتیلا در بیروت غربی وارد شدند و بین ۷۰۰ تا ۳۵۰۰ نفر از فلسطینیان را به قتل رساندند.

[iii] . https://mashruteh.org/wiki/images/8/8b/Ettelaat13580725.pdf

[iv] . محمد صادق صادقی گیوی معروف به صادق خلخالی (۵ مرداد ۱۳۰۵، خلخال – ۵ آذر ۱۳۸۲، قم) روحانی شیعه و حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ بود. خلخالی سه دوره نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی و نماینده مردم استان تهران در دور دهم مجلس خبرگان رهبری بود. پس از درگذشت سید روح‌الله خمینی، از صحنه سیاسی کنار گذاشته شد و در انتخابات‌ها هم رد صلاحیت شد. وی سپس به تدریس در حوزه علمیه قم مشغول شد. خلخالی در روز ۵ آذر سال ۱۳۸۲ بر اثر بیماری قلبی و به دنبال یک انزوای ده ساله در ۷۸ سالگی درگذشت.

منابع موورد استفاده در این نوشتار:

 

  • ميرمحمد صادقي، حسين: حقوق جزاي بين‌الملل «مجموعه مقالات»، تهران: نشر ميزان، چاپ اوّل، 1377، ص 130.
  • شبث، ويليام.ا: مقدّمه‌اي بر ديوان كيفري بين‌المللي، مترجمان: سيد‌باقر مير‌عباسي، حميد الهوئي نظري، تهران: انتشارات جنگل، چاپ اوّل، 1384، ص 19.
  • ميرمحمد صادقي، حسين: مأخذ پيشين، ص 130.
  • مهدوي ثابت، محمد‌علي: جزوة «درس حقوق جزاي بين‌الملل»، دورة كارشناسي ارشد حقوق جزا و جرم‌شناسي، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران مركزي، دانشكدة حقوق، سال تحصيلي 86- 1385، ص 66 .
  • مير‌محمد صادقي، حسين: مأخذ پيشين، ص 131 تا ص 134.
  • حسيني‌نژاد، حسينقلي: حقوق كيفري بين‌الملل، تهران: نشر ميزان، چاپ اوّل، 1373، ص 123.
  • مير‌محمد صادقي، حسين: مأخذ پيشين، ص 129.
  • آشوري، محمد: آيين دادرسي كيفري، ج 2، تهران: انتشارات سمت، چاپ پنجم، 1384، ص 60-59.
  • مهدوي ثابت، محمد‌علي: ضميمة جزوة «حقوق جزاي بين‌الملل»، دورة كارشناسي ارشد حقوق جزا و جرم شناسي، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران مركزي، دانشكده حقوق، سال تحصيلي، 86-85 ، ضميمه 4 ص 4.
  • ميرمحمد صادقي، حسين: مأخذ پيشين، ص 173-172.
  • كيتيچايساري، كريانگساك: حقوق كيفري بين‌المللي، مترجم: حسين آقايي جنت‌مكان، تهران: انتشارات دانشور، چاپ اول، 1382، ص 45.

Comments

comments