روایت دستگیری و شکنجه یک دختر زندانی سیاسی کورد در زندان کرمان از زبان پدرش/سهیلا مینائی قربانی توطئه

0
1862

مروفایتی: طی تابستان و پائیز امسال، اسامی چند تن از دختران زندانی سیاسی کورد در زندان کرمان، بعد از سالها و ماهها بی خبری و اطلاع رسانی برای رسانه های جهانی و حقوق بشری آشکار شد. یکی دیگر از این زندانیان که در مروفایتی پرده از بازداشت و حبس وی برداشته شده بود، هاجر پیری بود، دیروز و طی نامه محکوم نمودن ترور حزب دمکرات کوردستان در شب یلدای امسال، نام ناآشنای دیگری به گوش خورد، سهلا مینائی زندانی سیاسی کورد اهل دیواندره و محبوس در زندان کرمان، با پدر وی گفتگویی اختصاصی داشته ایم که در ذیل می آید.

شریف مینایی پدر زندانی سیاسی زندان کرمان «سهیلا مینایی» در گفتگویی اختصاصی برای مروفایتی، در مورد وضعیت دخترش چنین گفت: “امروز با دخترم صحبت کردم، از وضعیت نابسامانی زندان کرمان صحبت کرد، می گفت در شرایط بسیار بدی قرار دارند. سهیلا بی گناه زندانی شد، برای او طوطئه چیدند، او با هیچ یک از احزاب کوردی رابطه و فعالیت نداشته است و یکی از دوستانش که هنوز هم در دیواندره است برای دخترم دروغ پردازی کرد تا بدینوسیله در دانشگاه پذیرفته شود و امتیازی بگیرد، چند سند و مدرک دروغین روی پرونده دخترم قرار داده شده بوذ که اصلا متعلق به سهیلا نبوده٬ اما بر اساس همین مدارک دروغین، سهیلا را محکوم کردند.”

پدر این زندانی سیاسی کورد در مورد نحوه و زمان بازداشت دخترش گفت: “سهیلا مردا ماه 1394 شمسی دستگیر شدن، ساعت 11 شب ماموران به خانه من آمدند، سهیلا خانه نبود خانه خواهرم بود٬ آنها با زور از من خواستند تا زنگ بزنم تا به منزل برگردد، من هم نمی خواستم زنگ بزنم چون ترسیده بودم اما به زور گوشی همراه خودم را در دستم گذاشتند و گفتند زنگ بزن٬ منم ناچارا به او زنگ زدم و به دخترم گفتم مادرت مریض است تا اینکه برگشت.”

شریف مینایی در مورد زمان و شرایط روانی دستگیری سهیلا چنین گفت: “لحظه بازداشت دخترم خیلی سختی بود و دردناک که هرگز فراموش نمی کنم که با چه شکلی او را بردند. دم در خانه مان به او چشم بند و دستبند زدند، ترسیدم. مگر دختر من چکار کرده بود که با او اینگونه رفتار می کردند؟ یک ماه از او بی خبر بودیم، هیچ کسی به ما نمی گفت او کجاست و اینکه آیا زنده است یا خیر؟ تا اینکه یک روز به من زنگ زندند، گفتند دخترت پیش ماست بیا اطلاعات٬ رفتم ولی اجازه ندادند با او ملاقات کنم،  فقط گفتند دخترت با احزاب ضدانقلاب فعالیت و همکاری داشته است که این امر به هیچ نحوی اصل و اساس نداشت چون باور نمی کردم که سهیلا اصلا فعالیت سیاسی داشته باشد. مسولین اطلاعات به من هشدار دادند که در صورت اطلاع رسانی ام به رسانه ها به هیچ نحو دخترم را آزاد نخواهند کرد و گفتند اگر ساکت باشی در عرض یک ماه دیگر او ازاد می شود اما کاملا خیال باطل و وعده های دروغین بود.”

وی سپس ادامه داد: “سهیلا دوماه کامل در بازداشتگاه اطلاعات دیواندره بود،  از این مدت۵۰ روز کامل او را در انفرادی نگه داشته بودند، شکنجه های متعدد و فراوانی شده بود و اذیتش کردند. من باز می پرسم، آیا دخترم چه جرمی مرتکب شده بود که باید تا حد مرگ کتک بخورد؟ دخترم تمام دنیای من اس.٬ زندگی و همه کس من است، او ۱۰روز نیز در بند عمومی اطلاعات بود و ۴ماه در زندان دیواندره در بلاتکلیفی بسر برد، تا اینکه در دادگاه سنندج ۳سال و یک روز به تهمت همکاری با حزب دمکرات حکم داده شد اما هنوز برای من سوال بی پاسخی مانده است “چرا او را به زندان کرمان منتقل و تبعید کرده اند”؟.”