سالروز صدور فرمان جهاد خمینی به کردستان

0
1147

13950820_276294286079014_777487308_o

 به نوشته رضاشریفی بوکانی :   در انقلاب سال ١٣۵٧ که از آن به عنوان انقلاب خلق ها یاد می شود ، کُردها رنج بزرگی را متحمل شدند و انتظار داشتند حقوق انسانی نقض شده خود و دیگر خلق های ایران٬ در نظامی دمکراتیک برآورده شود. اما پس از آنکه انقلاب از سوی خمینی مصادره شد ، در بیست و هشتم مردادماه سال ١٣۵٨ او علیه مردمان ستم دیده کُردها فرمان جهاد داد به این دلیل که نافرمانی می کردند و مطالباتی داشتند که جمهوری اسلامی نمی خواست بپذیرد. حکم جهاد خمینی از سوی رسانه ها آشکارا منعکس شد.ضمن حمله نظامی که بشیوه وحشیانه به کردستان وبمباران شهرها و روستاها صورت گرفت ، خلخالی دیوانه و جانی را به کردستان فرستادند که در بیدادگاهای چند دقیقه ای جمع زیادی از مبارزین کردستان را به مرگ محکوم نمود و آنهارابه جوخه های اعدام سپرد در میان اکثریت آنها کسانی بودند که اساسأ فعالیت سیاسی نداشتند و حتی اجازه دفاع از خود را به آنها ندادند .

۲۸ مرداد سال ۱۳۵۸ یادآور یورش نظامی رژیم تازه بقدرت رسیده اسلامی به کردستان برای باز پس گیری دستاوردهای قیام مردم در سراسر ایران بود اما ابعاد جنایتی که رژیم به اصطلاح اسلامی به فرمان خمینی و با اجرای رئیس جمهور وقت ابولحسن بنی صدر به همراه خلخالی  بر سر مردم شهر و روستاهای کردستان و انقلابیون آوردند٬ غیر قابل توصیف است. غافل از آن بودند که در مقابل مردمی قرار گرفته اند که سر سازش ندارند و تسلیم ناپذیرند، تشنه آزادیند و جویای عدالت هستند، از پای نخواهند نشست و به مقاومت و مقابله خواهند پرداخت.

در این میان مردم بپاخاسته کردستان که از دیر زمان در انتظار چنین روزی بودند و برای رسیدن به آن ، بهای انسانی زیادی را پرداخت کرده بوند، مشکل بود سهل و ساده این دستاورد مهم را از دست بدهند و دشمنان رنگارنگ بتوانند با شگرد و ترفندهای متفاوت آنرا بربایند. کردستان به سرزمینی آزاد وقلعه ای مستحکم و تسخیر ناپذیر در مقابل ستمگران و وارثان جهل و نادانی تبدیل شده بود.
ولی اکنون پس از گذشت ۳۶ سال از این فرمان ددمنشانه‌ میگذرد، همه‌ سران و کارگزاران رژیم در تمام‌ فرازونشیبهای این سه‌ دهه‌ برای به‌ کرسی نشاندن این جهاد جنون و جنایت ذره‌ای غافل نمانده‌اند، اما هنوز که‌ هنوز است این فرمان و این دستور، به‌ قراری که‌ می‌بایست هفتاد و دو ساعت طول بکشد، به‌ حسرت بزرگی برای کل نظام تبدیل شده‌ است و سرشان به‌ سنگ مقاومت و تسلیم‌ناپذیری این مردم جویای آزادی خورده‌ است.

خمینی فرمان حمله را صادر کرد و رئیس جمهورش خطاب به نیروهای سپاه و ارتش اعلام کرد تا خاموش کردن غائله کردستان٬ پوتین هایتان را از پا در نیاورید ٬ستونهای نظامی ارتش و سپاه از راه زمین به کردستان که سنگر ادامه قیام ۵۷ مردم در سراسر ایران بود سرازیر شدند.

با هیلی کوپتر، جت و فانتوم و بمب ناپالم بر سر مردم شهر و روستاهای کردستان آتش گشودند.
اما این حمله بی رحمانه و جنایتکارانه توسط رژیم اسلامی٬ تلاشی برای خفه کردن انقلابی بود که میرفت بساط جنایتکاران اسلامی را در همان روزهای نخست بقدرت رسیدنشان برچیند. همزمان با کوبیدن شهر و روستاها از راه زمین و هوا، صادق خلخالی اعدامهای وسیعی را از کرمانشاه تا ارومیه براه انداخت و بسیاری از عزیزترین و شریفترین مبارزان و فعالان کُرد، و هر انسان آزاده ای را در بی دادگاههای چند دقیقه ای جهل و توحش اسلامی به گلوله بستند.

مردم کردستان هم مانند سایرین دیگر ملیتها حق زندگی داشتند و با آن قیام عظیم انسانی و در آن موقعیت در تلاش برای تحقق همین خواستها در به ثمر رسانیدن انقلاب نقش ارزنده ای ایفا کردند وبا تمام قوا در این انقلاب و برای سرنگونی حکومت سلطنت شرکت کردند.

اما بایستی فراموش نکرد که مردم کردستان از همان آغاز انقلاب ۵۷ رژیم اسلامی را اساسا به رسمیت نمی شناختند اگر در ایران نظام تازه بدوران رسیده اسلامی توسط حاکمان ملا در مساجد و غیره توانسته بودند نیرویی را دور خود جمع کنند و توسط ارتش تازه اسلام شده و فاشیسم حزب الله شروع به سرکوب مردم و نهاد های سیاسی کنند، با طرحِ مشخصِ خواستهایش عرصه را به جریان اسلامی خمینی و نمایندگانش تنگ کرده بود.
و نمونه بارز آن٬مردم روستاهای قارنا و قلاتان را در جلو چشم مردم و خانواده هایشان به خاک و خون کشیدند و جنایت دیگری را به دیگر جنایتشان افزودند .

می توان روزهای سیاه و شوم بیشماری را در تاریخ نکبتار این حکومت برشمرد، منتها روز ۲۸ مرداد سال ۱۳۵۸ خورشیدی برای ملت کُرد ویژه گی خاص خود را دارد و هر سال با فرا رسیدن این روز بار دیگر پرونده تلنبار شده از جنایت و قتل و انسانکشی این رژیم جهل و خرافه ، مرور می شود و میلیونها امضا و تأیید دیگردر محکومیت کردار بیش از۳ دهه از حاکمیت سیاه رژیم جمهوری اسلامی ثبت میگردد و کینه و نفرت مردم نسبت به این جنایتها و کشتارهای زمانه چند برابر می شود و اکنون در ایران کمترروزی بوده است که در آن جنایتی از طرف سردمداران رژیم روی نداده باشد

آری هنوز زنجیره‌ سرکوب و جنایت ادامه‌ دارد، هنوز مجریان و سرکوبگران این اوامر دارند جنایت می آفرینند. اما با وجود همه‌ این تلاشهای سرکوبگرانه‌ نتوانسته‌اند نور امید به‌ رهایی در میان مردم را خاموش سازند، نتوانسته‌اند مردم را از مبارزه‌ بازدارند و نابودی جنبش دمکراسی و آزادیخواهانه این ملت بپاخاسته برایشان به امر محال تبدیل شده است.

خمینی این آرزو را به گور برد و بنی صدر هم از توجیهه دستورش در مانده و عاجز است.

نظرات

پاسخی بگذارید