‎ضربه روسیه به ملت هاى عرب، کورد، تورک و بلوچ در ١٩۴۶

0
291

نوشته و تحلیل : رضا وشاحی

قسمت اول :

بعد از اشغال ایران و ساقط کردن رضا شاه، بریتانیا به سمت استقلال یابى ملت هاى ایران تمایل پیدا کرد.
سِر ریدر بولارد، سفیر بریتانیا در ١٩۴۵ از طریق رادیو بیروت اعلام کرد که شیخ عبدالله الخزعل پسر شیخ خزعل خواهان ضمیمه شدن عربستان (الاحواز) به عراق است. متاسفانه شیخ عبدالله الخزعل روز بعد این را انکار کرد و طرح شکست خورد.
سِر ریدر بولارد، سفیر بریتانیا، بی آن که منتظر پاسخ رهبران ایران شود، فعالیت‌هایی را در لباس حاکم واقعی ایران اغاز کرد و طرحی برای اعلام چهار زبان فارسی، عربی، ترکی و کردی به عنوان زبان‌های رسمی ایران ارائه داد.
طرح کمیته سه نفره، اندک اندک، توسعه یافت و به شکل یک طرح ۱۱ ماده‌ای برای تحمیل قیمومیت سه قدرت فاتح (شوروی، بریتانیا و آمریکا) به حکیم‌الملک نخست وزیر، با حضور نجم‌الملک وزیر خارجه، ارائه شد. در همان زمان، وزارت خارجه بریتانیا در لندن طرحی را برای خودمختاری خوزستان و بلوچستان و تشکیل یک «شورای مدیریت گذار» مرکب از شوروی، آمریکا و بریتانیا، برای اداره ایران روی میز نهاد.
کابینه حکیم‌الملک طرح لندن را رد کرد و بی بی سی، بلافاصله تبلیغات گسترده‌ای را برای «شورای مدیریت گذار»، و در واقع تجزیه ایران، به راه انداخت.
در مقابل امتیاز نفت شمال و حمایت شوروى از استقلال آذربایجان، بریتانیا از جنبش قبادیان در کرمانشاه و اتحادیه ایلات غرب و استقلال کوردها حمایت کرد و شیوخ عرب الاحواز را به استقلال تشویق کرد تا منافع نفتى خود در جنوب را حفظ کند. روسیه از کمونیست هاى هاى هوادار خود و حزب توده خواست که در صنعت نفت علیه بریتانیا و عرب ها اعتصاب و خرابکارى کنند.
یکی از عوامل مهمی که در تصمیم بوین برای تجزیه ایران موثر افتاد گزارشی بود تحت عنوان «اوضاع جنوب ایران» که توسط کمیته امنیتی مشترک روسای ستاد ارتش بریتانیا تهیه شده بود و قسمتهایی از این گزارش بعداً در روزنامه تایمز نیز منتشر گردید در این گزارش اوضاع کمپانی نفت جنوب بخصوص مورد توجه قرار گرفته و ادعا شده بود که ٧۵ درصد از ۴٠ هزار کارگر شرکت نفت ایران و انگلیس رسماً عضو حزب توده هستند، و این خود به آن معنا بود که حزب توده که تحت حمایت شوروی قرار داشت عملاً و مستقیماً موقعیت کمپانی نفت جنوب را به مخاطره افکنده است.

نظرات