گفتگویی تحلیلی با روزنامه‌نگار کورد “هژیر هاشمی” در خصوص وضعیت سیاسی خاورمیانه

0
413

بحران سیاسی خاورمیانه و بن بست سیاسی موجود که نتیجه رویکرد جنگ‌طلبانه و اقتدار‌گرایانه رژیم اسلامی ایران است، تنش ها را به مرز رودررویی مستقیم نظامی رسانده است. از طرفی در نطق‌های سردمداران رژیم، زمزمه بی اثر بودن فشارهای آمریکا به گوش میرسد. از دیگر سو آمارهای داخلی و جهانی از سقوط اقتصادی و درماندگی حکومت ایران در چاره‌یابی برای بحران های داخلی و خارجی خبر میدهند.
با نظر به تحولات خاورمیانه و تنش های متوالی میان رژیم جمهوری اسلامی و آمریکا و همپیمانان منطقه ای این کشور پس از خروج ایالات متحده از توافق برجام، رژیم ایران با وضعیت ویژه و شکننده ای روبه رو است.
در همین راستا گفتگویی تحلیلی با روزنامه‌نگار کورد “هژیر هاشمی” داشته ایم، که به تحولات و آینده این تنش ها و بحران هایی که متعاقبا ایجاد میشوند، پرداخته ایم. آقای هاشمی متولد کرماشان است. او چندین سال به روزنامه نگاری و فعالیت سیاسی و فرهنگی در شرق و جنوب کوردستان مشغول بوده است. ایشان هم اکنون در آلمان ساکن است و به صورت مستقل به حرفه روزنامه‌نگاری میپردازد.

هژیر هاشمی

 
ڕۆژی کورد: آقای هاشمی با توجە بە وضعیتی کە اکنون بر حکومت ایران در حوزە سیاستهای داخلی و فشارهای بین الملل حاکم است, استنباط شما از حملات موشکی حکومت ایران بە شرکت ملی نفت عربستان سعودی (آرامکو) چیست؟


هژیر هاشمی : حمله به تاسیسات نفتی آرامکو که بزرگترین شرکت تولید نفت جهان به شمار میرود، در حالی صورت گرفته که جمهوری اسلامی ایران دربند بحران‌های پیچیده داخلی و منطقه‌ای و جهانی است.
از طرفی فشار حداکثری دولت آمریکا تا این لحظه چندین بار اقتصاد و بازار ایران را دچار مشکلات حاد کرده که باعث تنش‌های داخلی و اعتراضات مردمی شده و از طرف دیگر توان جاه‌طلبی و قدرت‌نمایی منطقه‌ای رژیم ایران را تا حد چشمگیری کاهش داده است.
در سطح بین‌الملل نیز رژیم ایران پس ازعملی نشدن طرح مالی اروپا برای کمک به ایران و بی اعتبار شدن تهدید‌های بستن تنگه هرمز، هر لحظه بیشر دچار انزوا شده و رفتارهای جنگ‌طلبانه رژیم از ناامن کردن حمل و نقل صادرات نفت خلیج گرفته تا صادر کردن ایدئولوژی انقلابی-شیعی و حمایت تسلیحاتی و فکری نیروهای تروریستی منطقه، گام به گام اروپا و قدرت های میانه رو و منطقه ای را بیشتر به استراتژی و سیاست های دولت ترامپ برای بازدارندگی رژیم ایران، نزدیک تر میکند.
با وجود این عوامل رژیم ایران در موضع ضعف و انزوا قرار گرفته و یگانه راه برون رفت از این موضع را ایجاد تنش و درگیری حتی با ریسک آغاز جنگ در منطقه میبیند.
حمله به تاسیسات نفتی آرامکو و مختل کردن صادرات ۵٫۷ میلیون بشکه نفت در روز تنها یک هفته قبل از نشست سالانه سازمان ملل و زمزمه‌های دیدار رئیس جمهور ایالات متحده و ایران صورت گرفت. که می توان دریافت هدف از این عملیات اولا تغییر بالانس قدرت و دست بالای رژیم ایران در صورت هرگونه مذاکره با آمریکا و نمایش قدرت نظامی تخریبی ایران، آن هم با حضور مستقیم نیروهای آمریکایی در منطقه و درک این موضوع از سوی کشورهای خلیج و متحد آمریکا بوده است.
ثانیا بالاگرفتن تنش ها و احتمال یک جنگ مستقیم منطقه ای می تواند محبوبیت ترامپ را در انظار عمومی کاهش دهد. همینطور معضلات پیچیده ای را با القای بی اثر بودن تحریم ها در بازدارندگی تنش زایی رژیم ایران، در کنگره و انتخابات آینده این کشور برای دولت ترامپ فراهم سازد. تاثیر بارز اقتصادی این حملات بر فضای داخلی آمریکا را نیز میتوان از افزایش ۱۲‌.۹% قیمت بنزین در آمریکا درک کرد.
از سوی دیگر این اقدام شکنندگی نظامی و اقتصاد وابسته به نفت عربستان سعودی، حریف منطقه ای رژیم ایران را با سومین بودجه نظامی جهان به صورت بالفعل به نمایش گذاشت که علی رغم خرید میلیارد ها دلار سلاح و تجهیزات، آسیب فلج‌کننده‌ای به این کشور وارد آورد.
علاوه بر اینها رژیم دیکتاتوری ایران با این حمله و در پی شکست سیاست‌های داخلی و خارجیش ، روحیه ای به نیروهای تحت فرمانش تزریق کرد آنهم در مقطعی که هر لحظه ممکن است تنش های داخلی شکل جدی تری به خود بگیرد و این نیروها را برای سرکوب هر چه بیشتر اعتراضات به کار گیرد.

ڕۆژی کورد:  با توجه به محکوم کردن این حملات و نسبت دادن مسئولیت آن به رژیم ایران از سوی سه کشور اروپایی و تحریم‌های بیشتر ایران و نهادهای رژیم ، چه تبعاتی را میتوان برای رژیم در آینده متصور شد؟

هژیر هاشمی : همانطور که در سوال قبل خاطر نشان کردم به دنبال فشارهای حداکثری ایالات متحده تا این لحظه شاهد فروریختن هیمنه رژیم اسلامی چه در داخل و چه در سیاست بین‌المللی بوده ایم، پیامدهای سلبی حمله به پالایشگاه آرامکو را میتوان در بی اعتمادی کشورهای میانجی گر اروپایی به وضوح مشاهده کرد ، هر چند بخاطر ترس از شدت گرفتن هیجانات و تنش های منطقه ای، طرفین اروپایی و حتی خود عربستان سعودی رویکرد بسیار محتاطانه و به قولی دست به عصایی را دنبال میکنند.
این حمله که میتوان آن را حمله به منافع مشترک اقتصاد جهانی ارزیابی کرد ، سیاست جنگ‌طلبی رژیم را به شیوه بالفعل به جامعه بین الملل نشان داد و ازاین جهت شرعیت بین المللی و داخلی بیشتری به هرگونه اقدام نظامی محدود ترامپ در مقابل ایران به میان آورد .
همانطور که شما اشاره کردید اولین جرقه های بین‌المللی را در بیانیه سه کشور اروپایی و سخنان وزیر خارجه بریتانیا در مورد رد برجام و نیاز به یک توافق جدید و مستحکم تر مشاهده کردیم. علاوه بر این ها هشدار اروپا به ایران در مورد برنداشتن گام چهارم خروج از برجام ، گواه بر نا امیدی هر چه بیشتر این کشورهاست. که می تواند با ارجاع به قطعنامه 2231 شورای امنیت درباره برداشتن تحریم های بین المللی و عدم اجرای تعهدات ایران در توافق ، به بازگشتن تمام تحریم های شورای امنیت بیانجامد که کشورهای نزدیک به رژیم ایران همچون روسیه و چین ملزم به پیروی از آن خواهند بود و نمی توانند از برقراری دوباره تحریم ها جلوگیری کنند.
پیامد دیگر اقدامات بی ثبات کننده رژیم ایران، استقرار چندین پدافند موشکی پاتریوت و ضد پهپادی آمریکایی و نیروهای مستشاری این کشور در عربستان نشان از همبستگی قاطعانه تر کشورهای غربی و خلیج در مقابل رژیم ایران است. در دیگر سو ایران وامانده در روابط محدود جهانی و منطقه ای و ناتوان در حمایت نیروهای تروریستی بخاطر فشارهای اقتصادی و امنیتی آمریکا است.

ڕۆژی کورد: در نشست های سازمان ملل شاهد ابراز تمایل سران رژیم ایران برای گفتگو با آمریکا بودیم این در حالیست که رهبر جمهوری اسلامی به طور کل هر گفتگویی با آمریکا را رد کرده است. چطور میتوان این دو دیالوگ را با هم جمع کرد؟


هژیر هاشمی : این سیاست دوگانه برای دو قشر از مخاطبان رژیم است. قشر ایدئولوژیک و رادیکال انقلابی-شیعی و گوش به فرمان رهبر جمهوری اسلامی که هرگونه مذاکره و گفتگو را به منزله خیانت و تسلیم نهایی قلمداد میکنند. این افراد با نطق‌های انقلابی و اقتدار گرایانه آیت لله خامنه‌ای که توهم توطئه خارجی را در ادراک آنها می پروراند به اوج اقناع میرسند و مسئولیت هر گونه توافق و جام زهر نوشاندن را برعهده دولت وقت ایران میدانند.
از سوی دیگر رئیس جمهور و وزیر خارجه ایران مخاطبینی داخلی و خارجی دارند که واقعیت های عینی و عملی دیپلماتیک ایجاب میکند برای بقای رژیم تمایل به مذاکره، حتی خارج از توافق برجام را نشان دهند و با پس کشیدن تاکتیکی از موضع های جنگ‌طلبانه و میانجی قرار دادن سران دیگر کشورها از موضع های توهم آمیزانه رژیم گامی به عقب بردارند. با تمامی این ها سران کشور‌های غربی به این مهم پی برده‌اند که این گفتمان و سیاست‌گذاری خارجی توسط رهبری جمهوری اسلامی و تفکر شیعی –انقلابی او و نزدیکانش رقم میخورد. این رویکرد را در رسیدن به برجام و نوشیدن جام زهر مشاهده کرده‌ایم با این تفاوت که اکنون دولت آمریکا خواسته‌های بیشتری از رژیم ایران دارد و هر اقدام تنش‌زای این رژیم به منزله بن‌بست و دور شدن بیشتر تلقی میشود و حصول راه‌چاره را دور نیافتنی تر خواهد کرد.

ڕۆژی کورد:  پس از ساقط کردن پهپاد آمریکایی و توقیف نفت کش ها و در آخرین اقدام حمله به تاسیسات آرامکو بسیاری از تحلیل گران در انتظار حمله نظامی اگرچه محدود به منافع رژیم ایران بودند، آیا میتوان در این مقطع انتظار چنین حمله ای را داشت؟


هژیر هاشمی : با توجه به شرایط داخلی آمریکا و موضوع استیضاح دونالد ترامپ و نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به نظر نمیرسد آمریکا خواهان رویارویی مستقیم با ایران باشد. ترامپ میگوید برای به زانو در آوردن حکومت ایران عجله ای نداریم و ستراتژی فشار حداکثری تا هم اکنون کارساز واقع شده است.
رئیس جمهورآمریکا در وعده های انتخاباتی خود روی شروع نکردن یک جنگ دیگردر خاورمیانه همواره تاکید داشته و هرگونه حمله به ایران ولو محدود میتواند به انتخاب دوباره ترامپ آسیب جدی وارد کند ، با وجود این دولت آمریکا بعد از اتفاقات ذکر شده بر سر دوراهی بزرگی برای انجام یا عدم انجام حمله محدود به ایران قرار گرفت.
از دیگر سو، حمله محدود که به منزله ساقط کردن چند پایگاه تسلیحاتی مهم سپاه پاسداران و همچنین چند مرکز نفتی جنوب ایران است میتواند به یک جنگ تمام عیار منطقه ای بیانجامد. این همان رویکردیست که جمهوری اسلامی دنبال میکند و از نظر بین المللی موضع تهاجمی رژیم را توجیه میکند و در داخل ایران نیز شرعیت دفاعی و سرکوب هرچه بیشتر را شکل میدهد.
با وجود تمامی تنش زایی های رژیم ایران در منطقه و نزدیکی بیش از پیش آمریکا و کشورهای خلیج، هنوز ائتلاف بین المللی برای مقابله با ایران به صورت عملی شکل نگرفته و با توجه به وسعت تخریب آرامکو این کشور ها تابع رویکرد کاملا محتاطانه ای هستند.
به نظر میرسد تا شروع دور بعدی ریاست جمهوری آمریکا نمیتوان انتظار یک حمله حتی به صورت محدود به ایران را داشت. ولی در صورت دوباره انتخاب شدن ترامپ ، احتمال هرگونه اقدام نظامی برای بازدارندگی رژیم ایران بالا خواهد گرفت. این را سران رژیم ایران بسیار خوب درک کرده اند و از همین رو از هیچ اقدامی برای انتخاب نشدن دونالد ترامپ فروگذار نخواهند کرد.
ولی با وجود تمامی این ارزیابی ها ، رویداد های پیش بینی نشده و تنش زا میتواند هر لحظه آتش یک جنگ را شعله ور کند.

نظرات