رژیم ایران در منطقه، قوی یا ضعیف کدام؟!

0
926

(2)

عبدالرحمن مهابادی
عبدالرحمن مهابادی

عبدالرحمن مهابادی

همزمان با پروسه آزادسازی شهر موصل از دست داعش، بر دامنه جنگ و کشتار در سوریه افزوده شده و روزی نیست که دهها و بعضا صدها نفر از مردم بی‌گناه توسط بمباران‌های رژیم اسد و روسیه و حملات موشکی و شیمیایی و زمینی نیروهای قدس و سپاه پاسداران رژیم جان خود را از دست ندهند.

طی پنج سال گذشته علیرغم بسیاری نامردمی‌ها و جنایات ریز و درشت در پشت صحنه علیه مردم این کشور، آنچه اکنون از رژیم بشار اسد باقی مانده چیزی جز یک ماسک کاغذی نبوده و این رژیم آخوندی و ایادی آن است که علیه مردم سوریه، می‌جنگند و در آنجا کشتار راه انداخته اند. دلایل اثباتی این صحنه را می‌توان در دو عامل زیر خلاصه نمود:

یکم. مقامات رژیم ایران بارها، سوریه را عمق استراتژیک خود اعلام کرده و دفاع از حکومت بشار اسد را دفاع از کیان و موجودیت خود می‌دانند. آنها به صراحت صحبت از این می‌کنند که اگر در سوریه نجنگند باید در تهران و همدان و بقیه شهرهای دیگر ایران به دفاع از موجودیت خود بپردازند.

خامنه‌ای در مورد حضور نظامی پاسداران و شبه‌نظامیان ولایتش در سوریه گفت: ”اگر مدافعان حرم (حرم حضرت معصومه در سوریه) مبارزه نمی‌کردند باید در کرمانشاه و همدان می‌جنگیدیم” (بهمن1394). ولایتی، مشاور خامنه‌ای نیز در روز 28آبان1394 در این باره گفت: «اگر مواضع و حمایتهای ما نبود، دمشق سقوط می‌کرد. هیچ‌کسی به غیر از ما و حزب‌الله و هم‌پیمانان آنها نمی‌توانست بار نبرد در سوریه را به دوش بکشد». ولایتی کمتر از یک ماه بعد بار دیگر گفت: ”بشار اسد خط قرمز جمهوری اسلامی است و نظام بنا ندارد چه در میدان جنگ یا سیاست پشت بشار اسد را خالی کند” (خبرگزاری فارس 14آذر1394).

این یک پیام روشن از واقعیت کنونی رژیم ایران را به نمایش می‌گذارد که تا چه میزان وضعیت این رژیم ضعیف و شکننده است که مجبور است برای ادامه حیات جنایتکار خود، دست به کشتار مردم سوریه بزند.

دوم. رژیم ایران که بر اثر خوردن زهر اتمی با بحرانهای جدی و مرگبار سیاسی و اقتصادی مواجه شده و هر روز که می‌گذرد جام زهر این توافقنامه بیشتر بر جسم و جان آن اثر می‌کند، اکنون به گفته خود مقامات این رژیم در باتلاق سوریه گیر افتاده و در عین حال نمی‌تواند که صحنه را ترک کند و در واقع بر سر دوراهی ”بد” و ”بدتر” رژیم اولی را انتخاب و بالاجبار «تدارکاتچی دولت روسیه» در سوریه شده است.

مصطفی تاجزاده از مهره‌های رژیم اخیرا در یک مصاحبه علنی گفت: ” واگذاری پایگاه به روسیه، ایران را به ”تدارکاتچی و پیاده‌نظام ”روسیه تنزل داده است”. وی با اشاره به وضعیت رژیم در سوریه گفت: ” اعتبارمان لطمه دیده است و روزبه‌روز در باتلاق سوریه بیشتر فرو می‌رویم” (دوهفته‌نامه “روبرو ”چاپ تهران, شنبه ۸ آبان ۱۳۹۵گفت).

مدتی قبل دور جدیدی از مذاکرات کشورها در لوزان بر سر بحران سوریه صورت گرفت اما جز تداوم مذاکرات که در واقع تداوم کشتار و بمباران و ریختن خون از پیکر مردم است نتیجه‌یی در پی نداشت. مردمی که جز خودش پشت و پناهی ندارد و در این جهان فقط با خون دادن هرچه بیشتر پیام خود را بر وجدانهای امروزی فریاد می‌کند. در طنین چنین فریادی است که می‌شود این واقعیت را خواند که مسئله سوریه از نقطه‌یی که بشود سازشی بین مردم و بشار اسد خونریز ایجاد کرد گذشته است. اخیرا قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس در مراسم سالگرد کشته شدن پاسدار حسین همدانی در سوریه گفت که ”ما در سوریه فقط از (حکومت)سوریه دفاع نمی‌کنیم بلکه از اسلام و جمهوری اسلامی دفاع می‌کنیم”.

اما این واقعیت را نمی‌توان انکار کرد که سیاست ضعیف غرب و به ویژه دولت اوباما که روزهای آن رو به پایان است فرصتهای کلان به مقامات رژیم ایران بخشیده تا تحت نام ”مذاکره” و فقط بابت خرید ”وقت” برچیده شدن سنگر دفاعی‌اش در سوریه( یا در واقع سرنگونی رژیم ایران) به عقب بیا‌فتد. وگرنه بر همگان روشن است که هرگز ”مذاکرات” اینچنینی پاسخ حل بحران سوریه نیست. تجربه 38 ساله گذشته این رژیم گواه این حقیقت است که سیاست ”مذاکره” از جانب رژیم، یک تاکتیک شناخته شده آن به منظور خسته کردن طرف مقابل است

رژیم قبل از همه خوب این را می‌داند که قادر به حفظ اسد در سوریه نیست. اما وی در سوریه روی روسیه و از طرف دیگر روی ضعف اداره اوباما سرمایه‌گذاری کرده است و اگر این دو عامل نبود صحنه بسیار متفاوت با آنچه هست می‌بود. رژیم ایران برای بقای خود دنبال ادامه جنگ علیه مردم سوریه است. اما کدام جریان یا فرد آگاه و انساندوستی است که نداند ریشه و عامل اصلی بحران سوریه و به طول انجامیدن آن همانا رژیم ایران بوده و هست. و این واقعیت، واقعیت دیگری در بطن خود دارد که تنها راه حل پایان دادن به جنگ و کشتار و تروریسم در سوریه، همانا به رسمیت شناختن اپوزیسیون سوریه و دادن کرسی‌های این کشور در مجامع بین‌المللی به اپوزیسیون سوریه است. در این صورت است که به حضور نیروهای رژیم در سوریه پایان داده می‌شود و روسیه نیز مجبور می‌شود به جنایات خود در حق مردم مقاوم سوریه پایان دهد.

و سخن آخر اینکه، رژیم ایران برخلاف جار و جنجالهای تبلیغاتی‌اش، بیش از هر زمان دیگری ضعیف و شکننده بوده و سیاست قاطع از جانب دولتها و مجامع بین‌المللی در حمایت از مردم و اپوزیسیون سوریه می‌تواند صحنه را در جهتی که باید قرار دهد. اپوزیسیون ایران قطعا خود را در کنار اپوزیسیون سوریه می‌داند که دارای هدفی واحد و آرمانی مشترک برای برقراری صلح و امنیت و ثبات در منطقه هستند.

پایان

نظرات