ادامه حصر و ترس از برآمد جنبش اعتراضی

0
749

مریم رضایی

با پیروزی قیام ۵۷ و خروج سلطنت پهلوی از اریکه ی قدرت و به تخت نشاندن آخوندها زندگی مردم ایران ورق تازه ای خورد، آنان که از تبعیضات رژیم پهلوی بستوه آمده بودند با ریختن به خیابانها و تظاهراتهای میلیونی که احزاب سیاسی در آن دخالت مستقیم داشتند رژیم پهلوی را وادار به برکناری نمودند ودر۲۲ بهمن سال ۵۷ سلطنت پهلوی برای همیشه طومارش پیچیده شد، در حالی که مردم مست از پیروزی بر رژیم پهلوی بودند ، پشت پرده نشینان !موقعیت را مغتنم شمرده و از احساسات مذهبی مردم سوء استفاده کرده و شیخ در تبعید را بر مسند قدرت نشاندند . شیخی که با ترفندهای عوام فریبانه شروع به فریب ملیتهای ایرانی کرد.

از آن جمله دخالت نکردن روحانیون در سیاست و حق آزادی بیان و آزادی احزاب ، آزادی ادیان و خودمختاری و حق تعیین سرنوشت به ملتهای در ایران (کورد، ترک، بلوچ ، ترکمن ، عرب و …) و وعده هایی از جمله دخالت نکردن روحانیون در سیاست و … آرام آرام مردمی را که مست باده پیروزی بودند به نام دین فریفتند و ابتدا بر سر زنان چادر کردند و در مقابل اعتراض زنان چماقدارانی که تاکنون پشت صحنه بودند به خیابانها ریختند و جلوی معترضین را گرفتند .

حکومت به دست کسانی افتاده بود که هیچ برنامه ای برای اداره حاکمیت یک شبه غصب کرده را نداشتند . چند ماه از پیروزی قیام نگذشته بود که فرمان حمله به کوردستان را در ۲٨مرداد ۵٨ صادر کرد و کشتار بیرحمانه ای را علیه ملت کورد آغاز نمود و با دستخطی بیمایه فرمان اعدام جوانان و اعضای احزاب کورد را به دست دیوانه ی مالیخولیایی چون خلخالی داد و در پی آن تمام احزاب را غیرقانونی اعلام کردند، مشکلات اقتصادی بر مردم فشار آورده بود و نبود آزادی بیان و غیرقانونی کردن احزاب مردم را به تنگ آورده بود، آخوندها اوضاع را که چنین بغرنج یافتند به کمک نیروهای پشت پرده تدارک جنگی فرسایشی را با کشور عراق دیدند و بدینوسیله ملتی را که برای رسیدن به آزادی و زندگی بهتر قیام کرده بود به بهانه دفاع از خاک و آب فریب دادند و جوانان احساساتی را به میدانهای جنگ بی امان فرستادند . بدین وسیله هم توانستند صداها را در گلو خفه کنند و هم با تداوم یک جنگ خانمانسوز و فرسایشی از زیر بار مسئولیتهای خود در قبال مردم شانه خالی کردند .

اینگونه بود که با ادامه هشت سال جنگ بی سامان و بی سرانجام هم زندگی مردم و خصوصا مرزنشینان را ویران کردند و هم در این مدت فرصت طلایی یافتند تا خود را برای حکومتی طولانی مدت تجهیز و از لحاظ سیستمهای امنیتی قوی سازند. هم در کنار جنگ خانمانسوز دست به کشتاری بیرحمانه از بهترین فرزندان خلق زدند بطوریکه که زندانهای رژیم پر شده بود از دختران و پسران جوانی که هنوز طعم شیرین زندگی را نچشیده بودند و در پی خواندن کتابی و یا صدای اعتراضی بازداشت شده بودند. هر روز در پی تصمیمی جنون آمیز عده ای از این جوانان را به پای چوبه دار میبردند و تیرباران میکردند و دختران جوان را بدنبال تجاوزی وحشیانه اعدام میکردند که نکند با تفکر مالیخولیایی و بیماری که داشتند باکره به بهشت روند و آنها با این کارشان میخواستند از بهشت رفتن آنان جلوگیری کنند !!!!!!!!!
ارمغان هشت سال جنگ فرسایشی کشوری ویران با اقتصادی فلج و بیمار ، سیل جوانان مفقود و معلول و کشته شده و اسیر و آمار وحشتناکی از اعدام بهترین و نخبه ترین جوانان این مرز و بوم بود و صد البته سیستم امنیتی قوی و مخوف و جنایتکار !!!
و مردمی که تا دیروز درگیر جنگی خانمان سوز بودند امروز دیگر افسرده و بیمار و خسته!!!

و کشوری با اقتصادی ورشکسته و از منظر جهانی حامی تروریست! سالیانیست که مردم را با وعده وعیدهای دروغین به پای صندوقهای رای میبرند و هر روز با نامی و نشانی جدید می آیند و هر دولتی به تخریب دولت قبلی میپردازد .

تا آنجاییکه قرائن نشان میدهد هنوز دولتی با برنامه ای مشخص و دلسوز مردم و راهگشا بر سر کار نیامده است. هرکسی آمده بهر چپاول و غارت ثروت ملت ستمدیده بوده است . تا اینکه در سال ٨٨ بطور علنی حاکمیت در روز روشن و در مقابل چشمان مردم رایشان را دزدید و احمدی نژاد برای بار دوم سکاندار شد ، مردم به خیابانها ریخته و اعتراض کردند اما کاری پیش نبردند و حکومت دست به تعقیب و بازداشت و کشتار مردم زد. تا جاییکه کاندیداهای منتخب مردم رازندانی نمود و ارزشی برای سیل میلیونی جمعیت معترض قائل نشد و روز بروز به فشار و اختناق در جامعه دامن زدند ، بعد از احمدی نژاد چهره ای دیگر با نام اعتدال به میدان آمد و قولها داد و شکوه ها از دولت قبل کرد که من اینکار را میکنم و آنکار را میکنم و هزاران وعده و ترفند بست و یکی از وعده هایش رفع حصر از محصورین بود تا مردم را دوباره به میدان کشاندند.، در طول این مدت خبرنگاران و روشنفکران و فعالین سیاسی زیادی بازداشت
و به زندانهای طویل المدت محکوم شدند ، اعتصابات تر و خشک زیادی در زندان شد .وضع معیشتی مردم روز بروز وخیمتر شد…نوبت انتخابات بعدی آمد وعده انتخاباتی رفع حصر!!!

شعاری که در پشت آن خواسته های قانونی و مدنی مردم قرار دارد، در واقع مردم حقوق پایمال شده خود را اعم از آزادی بیان ، رفع تبعیض و نابرابری حقوق زنان و مردان، نابرابری ملیتهای موجود در ایران ، بهبود وضعیت معیشتی ،حسن همجواری و روابط دوستانه با تمام کشورهای جهان، آزادی داشتن دین و مذهب وحق تعیین سرنوشت برای خلقهای تحت ستم (کورد، ترک بلوچ ، عرب، ترکمن و…) وبرقراری عدالت اجتماعی در جامعه هستند که سالیانی دراز است به فراموشی سپرده شده است، رئیس جمهور با وعده های فراوان مردم را بار دیگر به پای صندوقهای رای کشاند تا بتواند بار دیگر بر مسند قدرتی بنشیند که اراده ای در اداره ی آن ندارد، آمار نقض حقوق بشر هر روز بیشتر میشود ، اعدام جوانان زیر سن با وقاحت تمام ادامه دارد .

بازداشت دگر اندیشان و ممانعت از کسب و کار آنان به قوت خود باقیست. کشتار کولبران کورد به بهانه واهی مبارزه با قاچاق هر روز خانواده ای را به عزای عزیزشان مینشاند. وضع معیشتی مردم روزبروز وخیم تر شده و عرصه را بر مردم تنگتر میکند . جناب رئیس جمهور که با ترفند حل مشکلات پیروز میدان شد اینبار سکوتش را چندماهه کرده و چراغ خاموش کابینه ای را به میدان آزمایش گذاشته که بیشتر از اینکه تخصصی باشند امنیتی هستند ، و با بیشرمی تمام از کابینه ی پیشنهادیش دفاع میکند .

کابینه ای که وجود نیمی از جمعیت هشتادمیلیونی کشور را نادیده گرفته وبرای خالی نبودن عریضه سه معاون زن را انتخاب کرده است که خود باوری به برابری حقوق زن و مرد ندارند ، کابینه ای که هیچ اقلیت دینی در آن حضور ندارد و هیچ ملیت غیر فارس در آن سهمی ندارد، و ظاهرا داستان حصر برای تداوم حاکمیت جمهوری اسلامی سوپاپ اطمینانی است!!!

نظرات