دختر مهاجر ایرانی، وزیر شیلات نروژ را در چاله سقوط انداخت

0
6126

بهاره، اعتبار خود و وزیر شیلات نروژآقای “ساندربرگ”که معاون دبیر کل حزب ضد مهاجر “توسعه” نیز بود، را به کل زیر سوال برد.

ترجمه خبر به فارسی: ونوشه کریم زاده

بهاره لتنس (بهاره حیدری نصرآباد) همسر وزیر شیلات نروژ میباشد، بهاره زمانی که ١٦ سال سن داشت، به نروژ پناهنده شده است ،درخواست پناهندگی او در این کشور سه بار رد شده ، و قرار بر این بود که به ایران باز گردانده شود، ولی در نهایت اجازه اقامت دریافت میکند، بهاره در آن زمان گفته بود که ترس از کشتن و نجات جانش او را مجبور به فرار کرده است و می خواسته اند که به زور او را به عقد یک مرد خیلی مسن در بیاورند و مجبور به ترک کشورش شده است و این خانم در حال حاضر همسروزیر شیلات نروژ میباشند که ٣٠ سال از خودش بزرگتر است: یعنی به زبان ساده تر بهاره ٢٨ سال و وزیر ٥٨ سال!!

بهاره در گفتگوهایش تأکید کرده که کشور ایران یک کشور امن میباشد و شکنجه دادن مردم و شلاق زدن خیلی کم و به ندرت و جود دارد و این رسانه ها و کانالهای تلویزیونی هستند که روغن داغش را زیادتر کرده و وضعیت ایران را زیر سوال میبرند.

آقای وزیر آنچنان که پیداست خیلی از سفر تفریحی خود به ایران لذت برده و گفته اند که من در تعطیلاتی بوده ام که مردم و کشور و فرهنگ آنها را از نزدیک دیده و تجربه کرده ام و تعریف و تمجیدهای فراوان از ایران کرده اند ولی همسر وزیر برای یک استراحت کوتاه مدت ایشان را همراه خود به ایران میبرد، اما این سفر آقای وزیر و انتخاب ایران برای استراحت کوتاه مدت گویا باب طبع احزاب سیاسی نروژ نبوده و مورد انتقاهای فراوان قرار گرفته است و گزارشها حاکی از آن است که “ساندبرگ” تا زمانی که کشورش را به مقصد ایران ترک نکرده حتی نخست وزیر نروژ نیز از این سفر بی اطلاع بوده است و دیگر اینکه تلفن همراه کاری خود را نیز به همراه داشته است.

واینکه قبل از این سفر تفریحی جناب وزیر به همراه خانم ایرانییش برای جشن سال نو نیز از طرف سفارت ایران دعوت شده اند و هنوز در ابهام است که آیا نقشه خانم بهاره بوده یا خیر؟؟

اما در این میان همیشه برای این ماجراها گروه یا گروههایی هستند که خبرها را داغ تر میکنند. بعضی از حزبهای کوچک نروژ که این روزها برایشان بازار گرمی شده و به عبارتی از آب گل آلود ماهی میگیرند و از این طریق لقمه های چرب و بزرگی را فراهم کرده اند برای کانالها و رسانه ها که دست بردار هم نیستند از جمله (حزب سبز و حزب قرمز).

اما دیگر کار به جاهای سخت تر و باریک تر کشیده شده است تا جایی که پای پلیس نروژ که از بزرگترین کار به دستان دولت میباشند به میان کشیده شده است و وزیر را مورد پرس و جو و بازخواست قرار داده اند، اما تا به حال پلیس هیچ چیزی را آشکار نکرده است  و یا شاید هم بوده و فعلا زمان آشکار کردنش نرسیده است” اما گمان میرود که آقای وزیر از طریق همسر ایرانییش مورد سوء استفاده قرار گرفته باشد و این امکان وجود دارد که  بازارهای پیشرفته نروژ از این طریق در معرض خطر باشد.

انتظاری که جامعه نروژ از آقای وزیر داشتند این بود که ایشان از رفتن به ایران اظهار پشیمانی کرده و پی به اشتباه خود ببرد، اما بر خلاف انتظار همه دست در دست بهاره با زبان نروژی این چنین گفت:

 “star til Dovre faller Vi”

 که ما مثل کوه پایدار هستیم و یا میتوان گفت که من و خانمم گوش به حرف کسی نمی دهیم.

آقای” ساندربرگ “ابتدا در بیانیه ای عذرخواهی کرده بود ولی با بر ملاء شدن جزئیات بیشتر این ماجرا در نهایت تصمیم گرفت که استعفاء دهد و علاوه بر استعفاء از مقام وزارت ” یعنی معاونت از دبیر کل حزب توسعه نیزکناره گیری کرد. این ماجرا بازتاب گسترده ای در رسانه های نروژ داشت و علاوه بر اعضای حزب مخالف، دولت اعضای حزب وزیر “ساندبرگ ” نیز به شدت از وی انتقاد کردند و وزیر محافظه کار نروژ گفت که خود آقای “ساندبرگ” خواستار استعفا شده و تصمیم درستی بود، چون او مسائل امنیتی را رعایت نکرده است.

سلایدشۆو پێویستی بە جاڤاسکریپتە

 

Comments

comments

‎وه‌ڵام بده‌وه‌