کاوه آهنگری: لازم است کوردها و دیگر ملیتهای ایران با تمام قدرت در مقابل طرح رفراندوم مبارزه کنند/مصاحبه پیرامون رفراندوم در ایران

0
1104

رفراندوم، گریزگاه پان ایرانیستی است یا راه چاره ای حقوقی و اندیشمندانه؟ طرح مسئله رفراندوم از سوی 15 تن از فعالین سرشناس ایرانی در خارج از ایران، این روزها سوالاتی را برانگیخته است، اما بیش از هر چیز، همزمانی و همراستایی آن با طرح این درخواست از سوی برخی از جریانات داخل نظام و حتی خود حسن روحانی که در پاسخ به غرب می گوید: “موشک ساخته ایم، می سازیم و خواهیم ساخت”، بیشترین سوالات را در اذهان بوجود آورده است، آیا طرح رفراندوم، “دسیسه است، گریزگاه کسانی است که فکر می کنند ایران تجزیه می شود، آیا اندیشه مخالفان حق تعیین سرنوشت است؟ و سوالاتی دیگر از این قبیل”. جهت دست یافتن به پاسخ این سوالات، یک سری مصاحبه را با فعالین و ناظرین و مفسرین سیاسی کورد انجام داده ایم، آنچه در این بخش می خوانید، مصاحبه ایست با کاوه آهنگری مفسر سیاسی کورد مقیم کشور بلژیک.

روژی کورد: طرح مسئله ای بنام رفراندوم در شرایط کنونی ایران که مردم خواستار تغییر رژیم هستند و تمامی گزینه های موجود در ایران نظام آزمایش شده و امتحان خود را با ناموفقیت پس داده اند که از دیدگاه محسن رضائی اصلاح طلبی و جناح راستی، بازی درون خود نظام است، چه اهدافی را می تواند بدنبال داشته باشد؟

کاوه آهنگری

آهنگری: قبل از هر چیزی لازم است توضیح داده شود که گروههای مختلفی به مساله رفراندوم در سالهای گذشته اشاره کرده‌اند و در حال حاضر نیز از دورن نظام و از زبان آقای روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران و پانزده فعال سیاسی و فرهنگی که خود را مخالف رژیم معرفی می‌کنند، این طرح دوباره مطرح گشته است. اهداف عوامل درون نظام از طرح رفراندوم بسیار روشن است و آنهم نجات نظام و خرید چند صباحی دیگر برای طول عمر نظام. اما گروه دوم از خود رفراندوم به عنوان مکانیزمی جهت گذر از نظام جمهوری اسلامی بحث می‌کنند. به باور من هر دو طیف به طور صیحیح در جهت منافع خرد و کلان خود گام بر‌می‌دارند ولی اصل مساله این است که ملت کورد در این میان چه بر سرش خواهد آمد؟

روژی کورد: جدای از اصلاح پذیر یا اصلاح ناپذیر بودن رژیم اسلامی ایران، انجام رفراندوم در ایران کنونی را تاچه حد به عنوان یک راهکار مقبول که پاسخگوی خواست عموم ملیتهای داخل ایران باشد، می بینید؟

آهنگری: نه تنها پاسخگو نمی‌دانم، بلکه یک پلانی است که می‌تواند ملت کورد را پنجاه سال دیگر به عقب ببرد و حل مساله تاریخی کورد را دچار انحرافی دیگر بکند و ملیتهای دیگر ایران نیز به همین شیوه. در‌واقع این طرح اشکالات اساسی در بعد منطق اجرایی، حقوقی و سیاسی دارد به همین دلیل بر این باورم که کوردها و دیگر ملیتهای دخال ایران لازم است با تمام قدرت در مقابل چنین طرحی مبارزه کرده و آن را در نطفه خفه کنند.

روژی کورد: مسئله رفراندوم هم در داخل رژیم ایران از سوی محمد خاتمی در زمان ریاست جمهوری اش و هم از سوی رفسنجانی در زمانی که به تضاد با خامنه ای برخواسته بود و نیز از سوی حسن روحانی در مراسم 22 بهمن امسال طرح شده اما در خارج از ایران نیز این درخواست وجود دارد، بنظر شما رابطه ای بین ایندو وجود دارد؟ اگر وجود دارد، وجود آنرا ناشی از چه می دانید؟

آهنگری: هرچند برخی از امضاء کنندگان بیانیه پانزده نفری رفراندوم زمانی از افراد شناخته شده درون نظام ( ارگانهای سیاسی، امنیتی، نظامی و فرهنگی) بوده‌اند ولی در حال حاضر خود را بعنوان مخالف نظام حاکم بر ایران معرفی‌ می‌کنند. من ارتباط سازمانی بین این پانزده نفر و رژیم جمهوری اسلامی نمی‌بینم ولی اهداف این پانزده نفر را نیز به نفع ملت کورد نمی‌دانم.

روژی کورد: افرادی که خواستار رفراندوم هستند هیچگونه آلترناتیوی را طرح نکردند تنها مسئله مورد اشاره آنها، نظارت بین المللی است، بنظر شما طرح این خواسته نشانگر از هراس آنچه تجزیه ایران نامیده می شود است؟ اگر بله، آیا این درخواست کنندگان و بانیان طرح آن می توانند تضمین کننده حقوق ملیتهای غرفارس در ایران باشند؟

آهنگری: اتفاقاً فریاد من هم سر همین موضوع است. یک کشور کثیرالمله را در یک رفراندوم  فله‌ای بر سر صندوق رأی بردن چیزی غیر از تحمیل رأی اکثریت بر اقلیت است؟ بحث بنده این است که اولاً رفراندوم در زمان حیات نظام جمهوری اسلامی در ایران بی‌معنی است، دوماً رفراندوم قبل از تشکیل مجلس موسسان آن هم مبتنی بر تکثر ملی ایران نتیجه‌اش نادیده گرفتن واقعیت این تکثر است. سوماً مگر قرار است حکومت از جمهوری اسلامی به یک عده دیگر انتقال یابد در حالی که هیچ موضع سیاسی مشخصی در این بیانیه نسبت به مساله ملی در ایران بیان نشده و هیچ گونه مشورت و گفتگویی انجام نگرفته است. و نکته آخر اینکه مردمان ایران به امید کدام آلترناتیو بر سر صندوق رأی بروند؟ مگر اینکه این پانزده فعال خود را به عنوان آلترناتیو معرفی کنند.

روژی کورد: ملتهای غیرفارس و به ویژه کوردها و عربها، به سوی میل استقلال خواهی در حرکتند و این امر نمایان و مبرهن است، بنظر شما زمان این خواسته فرار سیده و زیربناهای آن وجود دارد؟ وجود این خواسته را تا چه حد به عنوان نشأ تلاشهای ایرانیان جهت طرح این خواسته می بینید؟

آهنگری: استقلال طلبی یک امر سیاسی است و در ایران هم واکنشی طبیعی به سیاستهای حکومتهای مرکزی در چندین دهه‌ی گذشته تا بحال است. آیا زمان آن فرا رسیده یا نه خیلی زود و کمی هم برای من سخت است که در مورد اعراب در ایران نظر قاطعی بدهم، اما بر این باورم که کوردها زیر بار چنین پلانهای نخواهند رفت همچنانکه در سال ۵٨ رفراندوم فله‌ای را بایکوت کردند و متأسفانه مرکزگرایان جنگی چندین ساله را بر کوردستان تحمیل کردند. در آینده نیز بدون لحاظ مساله تاریخی ملی در سراسر ایران و بویژه کوردستان، نه تنها رفراندوم سراسری در خصوص تعیین نوع نظام آن هم قبل از تاسیس مجلس موسسان به دمکراسی ختم نخواهد شد به باور من تمامیت ارضی ایران را به خطر خواهند انداخت و وقایع و شرایطی آنچنانی می‌تواند سکوی پرتابی برای استقلال طلبان کورد و عرب و بلوچ باشد.

روژی کورد: اگر خودتان موضوعی را برای اشاره قابل ملاحظه و اهمیت می دانید، بفرمائید:

آهنگری: تنها راه دستیابی به یک دمکراسی سکولار و پلورال در ایران رسیدن به توافق مبتنی بر اشتراک است، در غیر اینصورت هیچ آینده‌ی روشنی برای ایران نمی‌توان متصور شد.

نظرات