میلیتاریزه کردن شهر بانه بجای پاسخگوئی به خواست شهروندان در شانزدهمین روز اعتصابات

0
457

دیدگاه روژی کورد

شانزده روز از اعتصابات مداوم بازاریان و کسبه شهر بانه می گذرد. مردم این شهر می گویند تا باز شدن گذرگاهها و راههای مرزی که تنها منبع درآمد آنهاست به اعتراضات خود ادامه خواهند داد. دولت نیز که تاکنون پاسخگوی خواستهای مدنی آنها نبوده است، از روز گذشته شهر را به طور کامل میلیتاریزه نموده است.

 بانه شهری مرزی در شرق کوردستان می باشد، مردم این شهر عمدتا به صادرات و واردات کالاهای مرزی از اقلیم کوردستان عراق مشغولند. بر اساس ضابطه های دولت ایران می بایست مردم این شهر کارت عبور مرزی داشته باشند و آزادانه در مرزها تردد نمایند اما دولت نه تنها این اقدام را به طور کامل انجام نداده است، بلکه کولبران را نیز در شمار وسیعی کشته و زخمی نموده است.

پس از رفراندوم اقلیم کوردستان عراق برای استقلال، دولت ایران در اقدامی تنبیهی اقدام به مسدود نمودن گذرگاهها و راههای مرزی نمود که این امر حتی راههای فرعی را نیز دربر گرفت.

بسته ماندن طولانی مدت مرزها و گذرگاههای مرزی، زندگی را بر مردم این شهر مرزی همچون شهرهای دیگر مرزنشین شرق کوردستان تنگتر نمود. تنگنائی که منجر به سه دوره اعتصاب در این شهر و شهرهای دیگر گشت.

مردم شهرهای سقز، مریوان، پیرانشهر و جوانرود و سردشت نیز به این اعتصابات پیوستند اما در دور سوم، با وجود فشارهای وسیع و همه جانبه دولت و نهادهای امنیتی رژیم ایران، بانه دوره طولانی ای از اعتصاب را تجربه کرد، اعتصابی که تا به امروز شانزده روز از آن سپری شده است و همچنان ادامه دارد.

این اعتصابات منجر به دستگیری چند تن از شهروندان این شهر و از جمله “یادگار صادقی” شده است که در حین سخنرانی سعید چلیلی؛ مشاور عالی امنیت ملی خامنه ای، اعتراض نمود و سپس دستگیر و تاکنون سرنوشت وی نامشخص است.

اعتراض بانه، طولانی ترین اعتراض مدنی در سرتاسر تاریخ ایران و شاید خاورمیانه می باشد که برخی از روحانیون سرشناس این شهر نیز در صفوف مقدم آن قرار دارند.

مردم شهر بانه می گویند، انها نه لایق کولبری هستند و نه بدان راضی می باشند اما فشارها، تبعیضها و اجحافهای رژیم ایران، راهی برای انها به عنوان بخشی از ملت کورد باقی نگذاشته است، راهی که اکنون مسدود شده است.

آنها می گویند، دیدگاه امنیتی سیستم حاکم بر ایران نسبت به شهروندان کورد و کوردستان که در دوره رضاخان و دوره سلطنتی نیز حاکم بوده است، چیزی جز تبعیض، فقر، بیکاری و نبود بستر رشد برای این جامعه به ارمغان نداشته است. نابرابری تقسیم ثروت در این مناطق جامعه را به سوی وابسته شدن به مرزها و بازار کاذب و حبابی سوق داشته است به طوری که امرار معاش و گذران زندگی روزمره این مردمان ارتباط مستقیمی با مبادلات مرزی دارد.

از روز دوشنبه ۳۰ آپریل برابر با ۱۰ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷ شمسی، شهرستان بانه شاهد میلیتاریزه شدن گسترده ای می باشد.

بنا بر گزارشهای رسیده، نیروهای گارد ویژه، لباس شخصی ها و نیروهای امنیتی و انتظامی در سرتاسر شهر منشر شده اند و قصد دارند تا با گسترش ارعاب و تهدید و حتی شکستن قفل مغازه ها، راه را بر گسترش و ادامه این اعتراض ببندند.

سخنان یکی از ائمه جماعت این شهر نشان می دهد که طی چند نشست مشترک بین فعالین، افراد سرشناس، نماینده بازاریان و شخصیتهای برجسته این شهر با مسئولین حکومتی در این شهر، تنها پاسخی که گرفته اند، تهدید و ارعاب بوده است.

ماموستا محمد ادیبی در یکی از سخنرانیهای خود می گوید، ما ملت کورد نشان داده ایم و ثابت کردیم که یکی از باشعورترین ملتهای جهان هستیم، خواسته های ما اکنون مدنی است و شیوه اعتراض ما نیز مدنی بوده است و تاکنون حتی سخنی که هویت و شخصیت ما را لکه دار کند به میان نیاورده ایم اما مسئولین تنها زبان تهدید و ارعاب می دانند.

انتشار نیروهای امنیتی در این شهرستان و انتقال نیروهای گارد ویژه از شهرهای دیگر منطقه به شهرستان بانه، این شهر را در وضعیتی خطرناک قرار داده است که جان و مال مرد ایین شهر را تهدید می کند، این در حالیست که تاکنون تمامی مناطق دیگر ایران و از جمله فارسها و رسانه های فارس زبان و به اصطلاح روشنفکران و اپوزیسیون فارس در این باره طریقه ای همانند و هم سبیل با جمهوری اسلامی ایران درپیش گرفته اند.

کارشناسان مسائل سیاسی برآنند که اگر این اعتراضات سراسری می شد و بشود، فشارها بر شهر بانه و مردمان آن کمتر بوده و احتمال پاسخگوئی دولت به این نیازها بیشتر خواهد شد.

شهر بانه و شهرهای مرزی، در صورت باز بودن، سبب خیر و برکت برای دیگر مناطق ایران نیز هستند، کالاهای دلخواه و مطلوب ار ا ین شهرها به دیگر شهرهای ایران می رسد، لذا هو انسانیت و هم نیاز می طلبد تا دست از فاکار فاشیستی و رویاگونه و توهمی برداشته و به اعتصابات بانه، لبیک بگوئیم.

ملت کورد و به ویژه ملت کورد در شرق کوردستان، اقسام و دوره های گوناگون از ژنوسید را تجربه کرده است، انچه اکنون در شرق کوردستان می گذرد، ژینوسید اقتصادی ملتی است که رژیم ایران در هراس است که شهرهای مرزی پشتوانه احزاب و گروههای مسلح ضد رژیم شوند.

این ژنوسید با کشتار عمدی کولبران آغاز شد، قبل از آن با عدم سرمایه گذاری و تبعیض اقتصادی و توزیع ناعادلانه بودجه شروع شد، اکنون که این روشها به نتیجه نرسیده اند و هراس از اتحاد قیام مسلحانه با قیام درون شهری (شاخ و شار) وجود دارد، رژیم ایران سخت ترین نوع ژنوسید اقتصادی را در شرق کوردستان شروع نموده است.

آنانکه خیال آزادی در سر می پرورانند می بایست این موقعیت را درک کنند و علیه این ژنوسید بپا خیزند.

نظرات