تجزیه طلبی یا آزادی خواهی – مسئله کرد و کردستان از زاویه ای دیگر

0
354

فرشید سلطانی- سازمان دموکراتیک یارسان-کمیته کشوری-سوئد

در این نوشتار سعی دارم به بررسی مقوله ای به نام تجزیه طلبی(Secession) یا جدایی خواهی و مسئله خودمختاری(Autonomy) بپردازم. این مسائل از جمله مقوله هایی هستند که برای برخی تابو، برای عده ای خط قرمز، برای عده ای دیگر راهگشای حل مشکلات و برای دسته ای دیگر اصولا اهمیتی ندارد. این نوشتار خلاصه ای از برایند نظرات مختلف درباره موضوعات یاد شده است.
موارد مورد بحث اینجانب در این گفتار منحصرا مربوط به منطقه کرد و کردستان است چراکه در صورت پرداختن به ملیتهای دیگر مقاله بسیار طولانی خواهد شد. ضمنا در این گفتار قصد دارم به نظرات و ایده های موافقان موضوعاتی مانند جدایی و خودمختاری بیشتر بپردازم چراکه به این موضوعات از دید مخالف کمتر پرداخته شده است و از طرف دیگر مخالفان، تریبون، کانال و شبکه کافی در اختیار دارند تا خود نظراتشان را بیان کنند.
تجزیه ‌طلبی یا جدایی خواهی در فلسفه سیاسی به عمل کنار کشیدن از یک ارگان، حزب، یا پیکره‌ای سیاسی گویند. تجزیه طلبی انواع مختلفی دارد و در تاریخ سیاسی به صورت‌ها و دلایل متعددی در کشورهای بسیاری ظاهر شده است. در طول تاریخ همواره شاهد ظهور و سقوط کشورهای مختلف بوده ایم و در پاره ای اوقات، یک ملت و کشور به طور کامل از صحنه روزگار محو شده اند یا به طور بنیادینی تغییر کرده اند. در تاریخ شاهد تغییرات متعددی در مرز و نام کشورها بوده ایم به عنوان نمونه تجزبه هند، پاکستان، اریتره، سودان و یوگوسلاوی را می توان نام برد. ایران نیز از گذشته های دور تا کنون شاهد فراز و نشیب های بسیاری از این دست بوده است و مرزهایش به دفعات بزرگ و کوچک شده است. از آخرین تغییرات می توان به جدایی ارمنستان، هرات، استقلال بحرین و جدایی آذربایجان اشاره نمود.
طرفداران و مخالفان جدایی چنان در میان طیف های مختلف فکری و سیاسی پراکنده شده اند که گاهی انسان دچار سردرگمی می شود و دسته بندی طرفداران و مخالفان بر اساس ایدئولوژی فکری- سیاسی آنان عملا ناممکن می نماید. همانطور که ذکر گردید غالب شدن احساسات، عنان منطق را در بسیاری موارد از مخالفان این ایده ها گرفته و اطلاعات ارزشمندی نصیب محقق و پرسشگر نمی شود. عده ای تا آنجا نسبت به این مسئله حساسند که تمامی مبارزات آزادیخواهانه ملیتهای ایران را حرکتی برای جدایی قلمداد کرده تا بدانجا که حتی از سقوط حکومت اسلامی ناراضی اند چرا که معتقدند دوران پسا اسلامی ایران محیطی به وجود خواهد آورد که این ملیتهای تحت ستم عرض اندام نموده بفکر جدایی خواهند افتاد و ممکن است دولت مرکزی در سرکوب و قلع و قمع آنان ناتوان باشد. در ایران، بر خلاف جوامع غربی، مخالفت با تجزیه بیشتر امری است احساسی و تا بررسی علمی و موشکافی علل جدایی خواهی و حساب سود و زیان اقتصادی، سیاسی و… . برای مثال هنگامی که آبراهام لینکلن به ریاست جمهوری ایالات متحده انتخاب گردید، چندین ایالت تصمیم به جدایی گرفتند. لینکلن که با اینکار مخالف یود چنین اقامه برهان نمود که جدایی، تنها دموکراسی موجود در جهان را از هم خواهد پاشید و برای آیندگان اثباتی خواهد بود بر اینکه حکومت مردم دوام ندارد.
همانطور که گفته شد جدایی خواهی امری معاصر و تازه نیست. فعالیتهای جدایی خواهی در کشورهای صاحب دمکراسی نیز دیده شده است، اما به دلیل عدم استقبا ل مردم منطقه، موفق نبوده است. نمونه‌هایی از این نوع را در اروپا، کرس (فرانسه) باسک و کاتالان (اسپانیا)، ولز و اسکاتلند (انگلستان) و کبک (کانادا) مشاهده می شود. در این کشورها در رویارویی با جدایی خواهی کمتر از زور و نیروی نظامی استفاده می شود، حتی در مواردی(کبک کانادا) برای آگاهی از خواست مردم همه ‌پرسی نیز انجام داده‌اند ولی اکثریت خواهان ساکنان منطقه خواهان جدایی واستقلال نشده اند. حال این پرسش پیش می‌آید که چرا شعارهای جدایی خواهی در سرزمین های توسعه نیافته و غیر دموکراتیک که مردم از آزادی برخوردار نیستند حمایت مردمی می‌یابد ولی در کشورهای صاحب دمکراسی خیر؟ پاسخ به این پرسش در آن نهفته است که مردم این کشورها از نعمت آزادی و حاکمیت ملی برخوردار بوده و در سرنوشت سیاسی کشور و امور منطقه خود دخالت دارند یعنی شرایطی که باعث شکوفایی اقتصاد و رفاه زندگی می شود. مسلما کسانی تن به جدایی می دهند که از شرایط موجود ناراضی بوده و امیدی به براورده شدن خواسته های خود در پیکره موجود ندارند. جدایی خواهان کرد نیز ازین قائده مستثنی نیستند. آنها براورده شدن خواستهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی دموکراتیک خود را در پیکره حاضر امکان پذیر نمی بینند و در آن امکان رشد و ترقی پیدا نمی کنند. البته این یکی از دلایل کردهایی است که موافق جدایی هستند. عده ای از آنان چنین عنوان می کنند که کردها تنها نقش ابزاری برای ایرانیان مرکز دارند.” کرد غیور” یا گوشت دم توپ!! برای دفاع از آنان در هنگام جنگ و “وصله ناجور” برای زمان صلح. از نظر آنان، مرکزنشینها همواره قدرت را قبضه نموده و برای کردها و سرزمینشان تصمیم گیری می کنند. آنها در حقیقت کردها را محق ورود به صحنه سیاسی و اقتصادی کشور نمی دانند بلکه تنها جنگ بر سر منابع و استفاده بی حد از منابع کردستان است. در میان ادله ها به موارد بسیار قابل تاملی نیز بر می خوریم: کردها سالیان متمادی مرتب با نسل کشی مواجه شده اند و می شوند. حتی در دوران معاصر نیز می توان مثالهای بسیاری را عنوان کرد، نسل کشی در عراق، نسل کشی در ترکیه، و همچنین کشتار و جنایات گسترده در ایران و کشتار و قتل عام توسط دولت اسلامی(داعش). تنها راه مقابله با آن ایجاد کشوری متحد است که در آن کردها از خود دفاع کنند و دیگر شاهد چنین فجایعی از سوی دولت مرکزی و نیروهای متخاصم نباشند. این نکته قابل تامل است بخصوص در منطقه جنگ زده و بی ثباتی مثل خاورمیانه که همواره بستر مستعد خشونتها و جنایتها بوده است. نکته ای که بیان نمودن آن خالی از لطف نیست یکی از بندهای قوانین آمریکا در زمان جنگ های داخلی است: “هجوم نظامی یکی از ایالتها به ایالت دیگر شورش و خیانت محسوب میشود”. مقایسه کنید با زمانی که تنها در تهران چهار میلیون نفر داوطلب شدند برای حمله به کردستان و قتل عام مردم کرد و تنها انگیزه آنها گفته خمینی درباره کردها و کافر خواندن آنان بود و اینکه ریختن خون آنان حلال است. چه تضمینی وجود دارد که در آینده دوباره چنین حمله ها و جنایاتی اتفاق نیفتد؟ علت العلل و ریشه های جدایی خواهی(تجزیه طلبی) در مرکز است.
شخص دیگری می گوید: “کسانی که با شنیدن نام تجزیه رگ گردنشان باد می کند بدانید که دیکتاتور هستند چون اگر شما واقعا آزادیخواه باشید می دانید که کسی در محیط آزاد و دموکراتیک به تجزیه اهمیت نداده و دنبالش نمی رود پس ناخودآگاه قبول کرده اند که سیستم نه تنها دموکراتیک نیست بلکه قصد چپاول دارد به همین دلیل خود می دانند که طرف مقابل حتما خواستار حق و حقوق خود خواهد شد و چون در سیستم دیکتاتوری امکان پذیر نیست میخواهد که جدا شود و در نتیجه آنها به مقابله و تعصب و خشونت بر می آیند. پس هر کسی که در برابر تجزیه دیوانه وار تعصب نشان داد بدانید دیکتاتور پرور و دیکتاتور پرست است”. و اما مشکوک ترین و شاید منزجر کننده ترین دیدگاه در میان مخالفان جدایی مربوط به کسانی است که با ژست روشنفکری و صلح طلبانه ابتدا مخالفت خود با حرکات و عقاید جدایی خواهانه را ابراز می دارند ولی مخالف خشونت و استفاده از ابزار زور و سرکوب هستند و راه چاره را در این میدانند که: ” باید اینقدر به کردها بدهیم زبانشان را ببندند و راضی شوند”. این دید ارباب و رعیتی و نگاه از بالا به پایین بخوبی نشان دهنده تفکر مرکزگرا و سنتی است. گویی حق السکوت می دهند یا در بهترین حالت نقش اربابی مهربان را ایفا می کنند. از طرفی از کجا می آورید که بدهید؟ از کردستان می گیرند که به خودش بدهند؟ یا از بلوچستان و … می گیرند؟
عده زیادی نیز در باب مرزبندی ها و تبلیغات برای مقدس شمردن “وطن پرستی” و نهادینه کردن تعصب و خشونت در این مورد عقیده دارند که همه چیز یک بازی از سوی حاکمان است. سردمداران، بدون کوچکترین حس تعلق و تعصبی به خاک، آنرا بر اساس منافع خود معامله می کنند و برای محافظت از منافع خود در ذهن مردمان مفاهیمی همچون میهن پرستی و تعصب به خاک و… را می پرورانند. به عبارتی میهن پرستان تنها حافظ منافع مقطعی حاکمانند. سربازان مغزشویی شده و بی مزد. حاکمان هرگاه بخواهند خاک را می فروشند و از همین میهن پرستان هم کاری بر نخواهد آمد. تجربه های پیشین این را اثبات کرده است. برای مثال در عهدنامه سایکس پیکو، دو افسر بریتانیایی و فرانسوی با رسم خطی دلخواه، عملا کردستان را چند تکه کرده و میان کشورهای جدید تقسیم کردند. حال از شخص میهن پرست باید پرسید چه عاملی سبب می شود که این سوی مرز مقدس باشد و آنسوی مرز خیر؟ قلم آقایان سایکس و پیکو این امر مقدس را به وجود آورده اند؟ با دقت نظر کنیم می بینیم که بازی خورده ایم.
کلمه خودمختاری یکی از کلماتی است که در اذهان بسیاری از مردمان بطور وارونه معنی شده و ریشه این بدفهمی را باید نزد مستبدین و مخالفان حقوق مردم جستجو کرد. خودمختاری به استقلال محدود یک واحد سیاسی گفته می شود. به بیان ساده خودمختاری با جدایی خواهی تفاوت دارد.
برای مثال مسئله اقتصادی در دو سیستم خودمختار و مرکزگرا را مقایسه می کنیم. با نگاهی گذرا و اجمالی به تیتر روزنامه ها و وبسایتهای حکومتی درباره مبادلات اقتصادی و عوایدی که از استان کرمانشاه نصیب مرکز می شود متوجه رقم بسیار هنگفتی می شویم که البته تنها گوشه بسیار کوچکی است از سفره رنگین کرمانشاه برای مرکزگراها و آقا بالاسرهای خوش نشین!
– خلیل حیدری، مدیرکل گمرکات کرمانشاه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا: در چهار ماه نخست سال جاری888 میلیون و 933 هزار و 12 دلار کالا به وزن یک میلیون و 768 هزار و 480 تن از گمرکات و بازارچه های مرزی استان کرمانشاه به خارج از کشور صادر شده است. وی افزود این میزان صادرات نسبت به مدت مشابه سال گذشته از لحاظ ارزش 44 درصد افزایش داشته است. حیدری بیان داشت: در چهار ماه نخست سال 1397 در مجموع از گمرکات استان کرمانشاه به 33 کشور صادرات قطعی انجام شده است. سالانه بیش از 2 میلیاردلار کالای غیرنفتی از استان کرمانشاه(به عراق) صادر می شود. (بیش از۵۰ درصد کل صادرات ایران به عراق).
– سالانه 100 تا 150 هزار تن اوره صنایع پتروشیمی کرمانشاه به عراق صادر می شود.
– مدیرعامل شرکت صنایع پتروشیمی کرمانشاه از آغاز صادرات اوره به کشورهای آمریکای جنوبی خبر داد.
حال سیستمی خودمختار را تصور کنید که تولیدات و سودآوری های کرمانشاه خرج مردم این منطقه شود. البته این مسئله یک کابوس دهشتناک برای مرکزنشینان و مرکزگراها خواهد بود. اینجاست که ریشه اصلی شستشوی مغزی و ادا و اطوارهای میهن پرستانه حضرات نمایان می شود و برای جلوگیری از برچیده شدن چنین سفره رنگارنگی( که کرمانشاه تنها قطره ای از این دریای منابع باد آورده و غصب شده است) به شدت به هر نوع ابراز وجود و سهم خواهی تاخته و همگی، از ملا و بسیجی گرفته تا شاه الهی و طرفدار سلطنت و جمهوری خواه و… با تمام قوا تبلیغات و پروپاگاندای عریض و طویل خودرا به راه انداخته و سعی در برانگیخته نمودن احساسات کور و خالی از منطق عامه و خصوصا جوانان داشته و هدف آنان یکی دانستن خودمختاری با جدایی خواهی است گرچه حتی جدایی خواهان نیز حق ابراز وجود داشته در بیان نظراتشان باید آزاد باشند و این مردم هستند که درباره سرنوشت خود و زمین آبا و اجدادیشان تصمیم خواهند گرفت.
گاهی تناقضاتی در رفتار و دیدگاه مردم غالبا فارس زبان دیده می شود که ناشی از آموزش غلط و عدم آشنایی با حقوق اساسی شهروندان و ساکنان یک شهر یا منطقه است. برای مثال مردمان تهران، اصفهان، شیراز و… استقلال در امور کشور خود و عدم اجازه به کشورهای دیگر در مورد دخالت در امور مربوط به کشورشان را پسندیده و میهن پرستانه می دانند و در کتابهای درسی نیز به آن پرداخته شده است در حالی که همین مردم به راحتی برای خصوصی ترین امور مربوط به شهر و روستای دیگر تصمیم گرفته اموری که برای خود بدیهی می دانند به همه مردم تعمیم داده و نارضایتی آنها را بر نمی تابند و غالبا با طیب خاطر موافق اعمال خشونت هستند. می توان به عنوان مثال به رسومات و آیین های مذهبی اشاره نمود. در بسیاری از شهرها و روستاهای غیر مسلمان مسجد بنا شده و غالبا ساکنین آن به ویژه کسانی که کار دولتی دارند وادار به اجرای مناسک مذهبی مسلمانان می شوند. مسئله حجاب نیز از این گونه موارد بشمار می رود. اینگونه مشکلات را می توان به راحتی با اعطای اختیارات به ساکنان آن منطقه رفع نمود که در حقیقت همان خودمختاری مناطق مختلف کشور است. خودمختاری به غلط( و البته سهوا) کاملا برعکس برای مردم تعریف شده است بطوری که اکنون به عنوان خط قرمز بسیاری از مردم شناخته می شود. این نکته را نباید از ذهن دور داشت که بسیاری از همین احزاب، گروه ها، سازمان ها و افراد مستقلی که ادعای میهن پرستی دارند خود به خوبی می دانند که خودمختاری چیست. آنها به خوبی می دانند که وجود یک سیستم که در آن همه ملیتها، زمین اجدادیشان را بصورت خودمختار و مستقل اداره کنند باعث جدایی و تجزیه کشور نمی شود بلکه آتش خشم و نارضایتی از بی عدالتی و نابرابری را خاموش کرده و مردم هر منطقه با دستیابی به آزادی و در نتیجه آن، پیشرفت راضی و خشنود خواهند بود در حالی که در یک سیستم مرکزگرا و مستبد مردم با نا امیدی از دستیابی به حقوق اولیه و اساسی خود، برای جدایی از پیکره مسمومی که آزادی و رفاه و برابری آنان را سلب نموده اقدام خواهند کرد پس اعطای خودمختاری به هر منطقه در حقیقت ضامن از میان رفتن نارضایتی و خشم مردم خواهد بود و امیدی برای باقی ماندن در پیکره موجود و نه تجزیه. فراموش نکنیم که زنده یاد دکتر قاسملو همانطور که خود مختاری را برای کردستان می خواست به همان میزان هم اعتقاد داشت که کسی نباید خود را از کردها ایرانی تر بداند. از نظر آنها یک کرد نباید سخنی از خود و حقوق حقه اش بگوید. آنها کرد را به دوسته خوب و بد تقسیم کرده اند. تقسیم بندی آنها بسیار ساده است، یک کرد خوب کردی است که کرد نباشد. او باید تمام تلاش خود برای شبیه شدن به فارس انجام دهد. البته لیاقت اینرا نیز ندارد که همتراز فارس باشد ولی می تواند افتخار خدمت به فرهنگ و هنر فارس را داشته باشد. تاریخی که یک کرد خوب می شناسد از کورش شروع می شود. غیر از این اگر باشد، کرد تجزیه طلب، تروریست، کوهی، تنبان گشاد، وصله ناجور و… است و شایسته کشتار. در همین رابطه نظری می افکنیم به پستی قابل تامل از کانال اینستاگرامی “Kurdistan_willatm” که مسئله را ریشه ای تر می داند و خارج از چهارچوب های معمول به قضیه می نگرد: “گروه‌ها، اشخاص و احزاب کوردی، با توصیف جمهوری اسلامی با واژه‌هایی چون کهنه پرست و ارتجاعی و… چهل سال است که منتظر فروپاشی این رژیم هستند، همانطور که سی‌سال منتظر فروپاشی رژیم شاهنشاهی جنایتکار بودند وهمان نتیجه‌ای که ازفروپاشی رژیم شاهنشاهی گرفتند از فروپاشی جمهوری اسلامی نیزخواهند گرفت که در ادامۀ همان نتیجه ای است که از فروپاشی مشروطه باظهور رضاشاه گرفتند، غافل ازاینکه جمهوری اسلامی و شاهنشاهی و ایران و… میوه و ثمره استبداد قومی پارس است که با هر بهار خود، با وجود سالم و طراوت تنه درخت پارس، میوه جدیدی به اسم شاهنشاهی و اسلامی به ثمر می‌رساند. میوه سلطه پارسی در رژیم بعدی اسم دلربا تری چون جمهوری دموکراتیک و ایران فدرال یا… داشته باشد اما درخت همان سلطه قومی پارسی است. سلطه قومی پارس با مفاهیمی چون ایرانیت، اسلامیت، تمدن، نظم، اتحاد و… در مقابل پاد مفهوم‌هایی چون تجزیه طلبی، کفر، تفرقه و… میوه خود را به ثمر می‌رساند. پاد مفهوم، مفهوم نیست که ما درچارچوب آن می‌اندیشیم وبا افتخار مدام تکرار می‌کنیم ما تجزیه طلب نیستیم. پاد مفهوم تجزیه طلبی چون پاد مفهوم بربر توسط یونانیها، کافر توسط مسلمانها و شیطان توسط خدا است که صلاحیت ابراز وجود جز نفرین و طرد ندارد. پاد مفهوم به قول راینهارت کوزلک، سرکوب کننده است. قرار نیست ما در چهار چوب پاد مفهوم‌های پارسی بیندیشیم. آن چیزی که آنها اسمش را تجزیه طلبی می‌گویند مفهوم مثبتی چون رهایی آزادی و استقلال است. موضوعی که مد نظر راقم این سطور در این مختصر است این است که گسست‌های سیاسی منجر به گسست سلطه قومی پارس نشده است چون سلطۀ پارس فقط نظامی-سیاسی نیست بلکه هژمونیک است، بنابراین توهم تغییر رژیم جمهوری اسلامی آن هم با همکاری اپوزسیون پارسی تکرار چرخ کور شورش-تسلیم است”.
نمی توان حقوق مردم را انکار کرد و در عین حال خود را طرفدار دموکراسی و حقوق مردم نامید. یا ریاکاری است یا ناآگاهی نسبت به حقوق مردم. حق تعیین سرنوشت یک حق ذاتی و طبیعی است. ما غالبا در تعریف واژه های منفی همچون تجزیه طلب و خائن و یا مقدس همچون میهن پرست و امثالهم دچار کژی و گمراهی ویرانگری شده ایم. حق تعیین سرنوشت مردمان مقدم بر همه اینهاست. اگر این را نپذیریم سخن از دموکراسی فقط لقلقه زبان است.

و اما چه باید کرد:
بشر همواره بر دانش خویش و فراگیری از تجربه خود وسایرین متکی بوده است و عقل و منطق همواره بهترین راهنمای انسان بوده و خواهد بود. تمامی صفحات تاریخ و تک تک رویدادهای بشری موید این ادعاست که در جوامعی که عنصر یا عناصری از زور و فشار در آن موجود است، حتی علیه اقلیتی به ظاهر کوچک و ناچیز، آن جامعه پایدار نخواهد بود. اگر صدایی در جامعه خفه شود و خواسته ای سرکوب گردد، روزی با توان بیشتر بازخواهد گشت و امکان دارد در دام نیرویی مخرب تر افتاده باشد. مثال عینی آن آلمان پس از جنگ جهانی اول است. هزاران سال است که صدای کرد با تمام قوا خفه شده و خواست آنان سرکوب گشته است. به جرات می توان گفت که صدای آزادی خواهی کرد ادامه فریاد مادها است. هرگاه کرد خواست از هویت و فرهنگش بگوید، رسوم و آیین خود را گرامی بدارد، زبان مادری خود را سخن بگوید و از دسترنج و کاشته خود بهره ببرد سرکوب شد، آواره گشت و جوابش گلوله بود و نسل کشی و تحقیر. این آتش زیر خاکستر اما هر زمان که فرصتی یافت دوباره زبانه کشید. اکنون اما وارد دوران حساسی شده ایم که آبستن حوادث بسیاری است. کرد بیشتر از هر زمانی تشنه حقوق اساسی خود است. هر گونه عکس العملی در مقابل این حقوق پایمال شده می تواند تبعات ناگواری در آینده در پی داشته باشد. برخورد امنیتی با مسئله کردستان نه تنها اشتباه و احمقانه است که غیر قانونی و غیر انسانی است. به یاد داشته باشیم که اگرچه تمامیت ارضی کشورها در قوانین بین المللی محترم شمرده می شود اما طبق همین قوانین بین المللی در صورت نقض‌های گسترده و منظم حقوق بنیادین بشر و انکار حق تعیین سرنوشت داخلی نسبت به بخشی از مردم واقع در یک سرزمین، امکان استناد به اصل حفاظت از تمامیت ارضی را سلب می‌کند و گروهی از ساکنین آن که تحت ستم و محرومیت سیستماتیک قرار دارند در صورت جدایی خواهی می توانند به آن وجهه قانونی بدهند. تکرار مجدد این جمله: “علت العلل جدایی خواهی در مرکز است”.
نخستین عمل بجا و منطقی، اعتراف به پایمال شدن حقوق آنان است و همراهی با آنان در مبارزه با استبداد و دیکتاتوری. اینکه به کردها ظلم مضاعفی شده و آنان بدون شک قربانیان فاشیزم نژادی و مذهبی بوده اند و دولتهای حاکم سعی در آسیمیلاسیون منطقه کردستان داشته اند امریست واضح و نباید بر آن سرپوش گذاشت مانند دولت ترک که بر نسل کشی کردها و ارمنی ها را انکار کرده و در حقیقت همچون یک کاریکاتور زشت، مضحکه خاص و عام گشته است. گام بعدی به رسمیت شناختن حقوق اساسی آنان است. هر قوم و ملتی حق تحصیل به زبان مادری و بهره برداری از منابع سرزمین خود را دارد. خود مختاری یک حق اساسی است، لطف نیست. اگر برای دوستان و عزیزان میهن پرست، تمامیت ارضی کشور اهمیت دارد باید بدانند که فقر و محرومیت همواره بستر مناسبی برای ظهور رادیکالیزم و البته جدایی است(گرچه کردها با وجود محرومیت و فشار کمر شکن از سوی دولتهای استبدادی تاکنون به سوی تفکرات غیر دموکراتیک و افراطی گری پیش نرفته اند) بنابراین قائل شدن تبعیض مثبت و اعطای حقوق اضافی به آنان برای جبران کاستی های گذشته امری ضروریست.
مازیار مکفی، روزنامه نگار در برنامه ای تلویزیونی در شبکه “من و تو” موارد جالبی را عنوان نمود. نخست آنکه او دلیل محرومیت کردستان را دوری از مرکز دانست و اعتراف نمود که شهرهای نزدیک به مرکز از مزایای بسیاری برخوردار بوده اند. رضا علیجانی، روزنامه نگار و فعال سیاسی در همان برنامه مسئله کردستان را تراژیک ترین مسئله نیم قرن اخیر در ایران دانسته و از ستم سه گانه ای که بر کرد روا داشته شده است نام برد: مرکزگرایی، مذهبی و زبانی-قومی. می توان نتیجه گرفت که دوران حکومت مرکزگرا در ایران پایان یافته است. ایران کشوری است متشکل از ملیتهای فراوان و یک حکومت تکثرگرا و غیر متمرکز که خودمخنتاری به منطق و ملیتهای گوناگون را تضمین کند برای بقای کشور حیاتی است. ضمنا بیان این نکته نیز لازم است که تحمل شنیدن آرا و نظرات مختلف و مخالف از اساس و پایه های دموکراسی است. دست یازیدن به توهماتی همچون تئوری توطئه و عوامل خارجی و… تنها پاک کردن صورت مسئله است.
در مقطع حساس کنونی که بیشتر توجهات بر سرنگونی رژیم داعشی اسلامی ایران متمرکز گشته است توجه به این نکته بسیار مهم است که سران حکومت اسلامی به دو دلیل از برافروختن آتش خشم و دشمنی میان موافقان و مخالفان جدایی( تجزیه) استقبال می نمایند: نخست آنکه مخالفان استبداد مذهبی و براندازان، به جای رویارویی با با این حکومت، پشت سر آن‌ها قرار گیرند و دوم آنکه این موضوع یکی از حربه های قدرتمند ایجاد تفرقه و چند دستگی در میان مردم است و تفرقه همان چیزی است که حکومت سالهاست از آن استفاده بهینه نموده و برای بقایش حیاتی است. بنابراین، آزادیخواهان و ملی گرایانی که نگران تجزیه ایران هستند باید پیش از هر چیز در جهت تحقق آزادی و استقرار مردم سالاری و از میان برداشتن تبعیض که همزاد استبداد و خودکامگی است تلاش و فعالیت کنند.

منابع:
http://www.nipna.ir
http://sakhtariran.com

صادرات کالا از گمرک کرمانشاه ۳۱ درصد افزایش یافت


http://www.ghanoondaily.ir
https://www.afkarnews.com
https://www.radiofarda.com
http://www.pezhvakeiran.com
http://www.irna.ir/fa/News/83002651
https://www.jamaran.ir/fa/tiny/news-738567
https://www.quora.com/topic/Secessionism-in-the-USA
https://en.wikipedia.org/wiki/Secession_in_the_United_States

4 Reasons Why Secession Talk is Nonsense


https://www.nps.gov/liho/learn/historyculture/secessiontableofcontents.htm
https://en.wikipedia.org/wiki/Secession_in_the_United_States#1980s%E2%80%93present_efforts
https://www.quora.com/Did-the-Southern-states-have-a-legal-right-to-secede-from-the-Union-Is-it-stated-in-the-1860-US-Constitution-that-secession-was-illegal
https://eu.usatoday.com/story/news/nation-now/2016/11/10/calexit-possible-california-secede-us/93581688/

نظرات