خود آگاهی ملی و جایگاه حقوق ملیتها در قوانین بین المللی

0
267

 

فرامرز بختیار
به منظور گسترش بیشتر زمینه های نظری حقوق ملی ؛باید توده های محروم را از حق و حقوق خود آگاه سازیم تا آنها بتوانند از حق خود دفاع کنند و نخبگان سیاسی ملیتها ؛در راستای مبارزات داخل کشور ؛باید جایگاه حقوق ملی را در قوانین بین المللی شناسایی کنند تا بتوانند در محافل بین المللی و در کشورهای مختلف با استناد به این قوانین

گفتمان حقوق ملی؛ مهمترین مقوله سیاسی در جامعه رو.شنفکری ایران میباشد . بدون احقاق حقوق ملی ؛گذار به دموکراسی امری غیر ممکن میباشد . جنبش هویت طلبی در ابعاد مختلف و در تمامی گستره جغذافیایی ایران ؛ دولت نالایق مرکزی را به چالش کشیده است . زندانهای رژیم پر است از جوانان هویت طلب ملیتهای ستمدیده ایران . تعداد اعدام شدگان جوانان مبارز ملتهای بلوچ ؛ کرد و عرب در دوسال گذشته نمایانگر انست که ملیتها در صف مقدم جبهه آزادیخواهی و برابری طلبی قرار دارند . مبارزه ما مبارزه ای است انسانی زیرا حقوق انسانی ما نادیده انگاشته شده است . مبارزه ای است حقوقی زیرا حقوق ما در کنوانسیونهای سازمانهای بین المللی و حقوق بشری به تصویب رسیده است و دولتهارا موظف به اجرای آن کرده است . ما برای بدست اوردن کرامت و عزت فرزندان خود در مناطق محروم نگهداشته شده ایران و رهایی از فقر و عدم توسعه؛ مبارزه میکنیم . مبارزه ای که تمامی آزادگان جهان به آن معتقد میباشند و حامی ما خواهند بود .
به منظور گسترش بیشتر زمینه های نظری حقوق ملی ؛باید توده های محروم را از حق و حقوق خود آگاه سازیم تا آنها بتوانند از حق خود دفاع کنند و نخبگان سیاسی ملیتها ؛در راستای مبارزات داخل کشور ؛باید جایگاه حقوق ملی را در قوانین بین المللی شناسایی کنند تا بتوانند در محافل بین المللی و در کشورهای مختلف با استناد به این قوانین ؛مبارزات درونمرزی را با مبارزات برونمرزی هماهنگ سازند . وظیفه حقوقدانان و وکلای ملیتها است که ملیتهای منتسب به خودرا از حقوق خود آگاه سازند تا بتوانیم بر تبعیض ملی و بیعدالتی ها در مناطق ملی فائق شویم .
برای یاد آوری به مبارزان درونمرزی بار دیگر فهرست برخی ازحقوق و مطالبات خودرا درج میکنیم . تا روشن شود خواهان چه حقوقی هستیم و چه حقوقی در این دهه های گذشته از ما تضییع شده است تا بتوانیم مبارزه خودرا در راستای پیگیری حقوق خود سازماندهی کنیم و خواستار مطالبات معوقه خود نیز باشیم.اختناق و سانسور حاکم درایران و عدم وجود نهادهای غیر دولتی ؛همواره سدی بوده است در راه اطلاع رسانی به مردم و توده های زحمتکش ملیتهای ایران. استبداد مرکزی همواره جهل سیاسی را گسترش داده است و با روشنگری به شدت مخالفت ورزیده است .
1- حق برابری انسانی و عدم تبعیض .
2- حق بهره مند شدن از پرداخت غرامت به قربانیان تبعیض و بی عدالتی . قوانین حقوق بین الملل دولتهارا موظف کرده است که به گروه های اتنیکی که در اثر اعمال تبعیض زبانی قومی و مذهبی لطمه و صدمه اجتماعی-اقتصادی دیده اند ؛غرامت پرداخت کنند.
3- حق اعتراض به کار اجباری و تحمیلی و شاق .
4- حق آزادی حرکت و جابجایی و نقل و انتقال.
5- حق اعتراض به کوچاندن اجباری و اسکان اجباری.
6- حق آزادی زبان و بیان و اظهار نظر و نقد .
7- حق برخورداری از رفتار انسانی در بازداشتگاهها و زندانها.
8- حق برخورداری از امنیت جانی و مقابله با بازداشتهای بی دلیل و نظزی.
9- حق برخورداری از دادگاه عادلانه و برخورداری از زبان متناسب و وکیل محلی برای دفاع .
10- حق برخورداری از احترام به خانواده و ملیت و زبان و مذهب و دفاع در مقابل رفتار موهن.
11- حق مقابله با خشونت و ضزب و شتم و تهدید و ارعاب.
12- حق مقابله با سو استفاده و بهره برداری ناخواسته از منابع و ثروتهای سرزمین .
13- حق برخورداری از نام و ملیت و نامگذاری افراد و مکانها.
14- حق برپایی تجمع و نشستها و گردهمایی های منطقه ای.
15- حق کاندید شدن در انتخابات؛حق مشارکت سیاسی در مدیریت جامعه .و بحث و تبادل نظر در امور منطقه ای
16- حق برخورداری از اشتغال مناسب و بی خطر . آموزش حرفه ای متناسب با منطقه زندگی .
17- حق برخورداری از سلامت جان و روان . آب و هوای سالم .
18- حق دفاع از حریم زندگی ؛ منزلت اجتماعی ؛ حرمت خانوادگی و خانواده و آینده مطمئن برای نسل بعدی.
19- حق بهره مندی از اجرای مراسم فرهنگی تاتر و سینما و نشریات ملی منطقه ای.
20- حق برخورداری از شادی و رفاه و پرهیز از تشویش و نگرانی و اضطراب .

قوانین حقوق بشر ؛ چه بصورت قوانین فردی و چه بصورت گروهی و کالکتیو؛ همه شامل حال ملیتها میشوند . اصولاجنبشهای آزادی بخش ملی که در مقاطع مختلف تاریخ در نقاط مختلف جهان صورت گرفته است و همواره در حال پیکار است ؛ علیه کلنیالسم و استعمار خارجی و داخلی فرم گرفت و

در جهت احقاق حقوق ملیتهای تحت ستم بوده است .
اولین بار جرج واشنگتن در سال 1776در مبارزات استقلال طلبانه امریکا از انگلستان ؛حق ملیتها را عنوان کرد. در سال 1918ودرو ویلسون رئیس جمهور وقت امریکا؛ اصول 14 گانه خودرا در رابطه با حقوق ملیتها اعلان کرد که باعث مضمحل شدن دو امپراطوری عثمانی و اطریش گردید و ملیتهای زیادی از آزادی برخوردار گشتند و بعد از آن بازسازی اروپا شروع شد و نهادهای مدنی بسیاری ایجاد گردیدند . طبق اصول 14 گانه ویلسون ؛ملیتها حق دارند آینده سیاسی؛اقتصادی ؛ اجتماعی و فرهنگی خودرا انتخاب کنند .
در سال 1948 در امریکا 50 کشور جهان سازمان ملل متحد را بوجود آوردند. ماده 1 سازمان ملل حق تعیین سرنوشت را به رسمیت شناخته وآن را یونیورسال اعلام کرده است . در منشور سازمان ملل؛قانون 30 ماده ای حق تعیین سرنوشت موجود است .
در سال 1970 این میثاق به عنوان قانون تصویب میشود .در سال 1993 در کمیسیون حقوق بشر؛در کمیته حقوق اقلیتها و مردمان بومی ؛در میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی؛ماده 26 و 27 حقوق جمعی اقلیتها ی اتنیکی و زبانی /مذهبی مورد تاکید قرار میگیرد .
در سال 1980 در کنفرانس همکاری اروپا ؛حقوق ملیتها مورد تاکید قرار میگیرد و در کنفرانس یونسکو؛ سال1991پس از 6 سال تحقیق ؛اعلام گردید که پیگیری حقوق ملیتها برای پیشگیری از تشنج و برخوردهای غیر ضروری ؛باید توسط تمامی دولتها مورد احترام قرار بگیرد .
در کشورهای خاورمیانه؛ عدم پایبندی دولتها به قوانین کالکتیو حقوق بشر ؛ بحران و تشنج زیادی آفریده است .کشور های خاورمیانه متنوع ترین کشورها از نظر تنوع و تکثر ملی میباشند . در این کشورها ؛ هرگاه بافت قدرت سیاسی با ساختار اجتماعی متفاوت باشد ؛ بحران و کشمکش بر سر تقسیم قدرت و توزیع عادلانه ثروت بوجود خواهد آمد .هرگاه حقوق ملی نادیده گرفته شود و در یک ساختار سیاسی متمرکز ؛یک ملیت مانع مشارکت سیاسی ملیتهای دیگر شود ؛ملیتهای دیگر را انکار کند و برای زبانها و مذاهب دیگر احترام قائل نشود ؛دیر یا زود حکومت انحصار طلب و تک ملیتی به چالش کشیده و سرنگون خواهد شد .مسائل و جنگهای منطقه ای را که امروزه در ایران .افعانستان.پاکستان .مصر . لیبی .یمن .عراق .ترکیه و سوریه شاهد آن هستیم ؛ همه در نتیجه در نظر نگرفتن ساختار و بافت اجتماعی چند ملیتی آنان میباشد .
خاورمیانه به عنوان یک مجموعه؛توان حل مساله بحران هویت ملی را ندارد . در کشورهای پیشرفته غربی ؛ملتها دولتهارا ساختند ؛در کشورهای عقبمانده خاورمیانه ؛دولتها در جستجوی ملت هستند .بعضی از کشورها ی منطقه مشکل هویت ملی را با مذهب حل کردند و هویت کاذب مذهبی را جایگزین هویت واقعی اتنیکی کردند ؛که امروزه شاهد جنایات هولناک آنان در خاورمیانه میباشیم . قرن 21 قرن بازگشت به ریشه ها است و عصر بیداری ملی . امید است ملتهای مطرود و به حاشیه رانده شده و منزوی ایران ؛ در یک جامعه دموکرات و سکولار ؛ به کلیه حقوق خود دست یابند .
فرامرز بختیار
آلمان نوامبر 2014
منبع:
کنگره ملیت های ایران فدرال

 

 

Comments

comments